در کانال ســه علی ســه عضو شوید
سلام دوستان گرامی ، خوشحالم که سه علی سه رو واسه بازدید انتخاب کردید ;) امیدوارم لحظات خوبی رو باهم داشته باشیم :)



خانه / دفتر شعر / آرشیو جدیدترین دوبیتی های عاشقانه دل انگیز و زیبا

آرشیو جدیدترین دوبیتی های عاشقانه دل انگیز و زیبا

آرشیو جدیدترین دوبیتی های عاشقانه دل انگیز و زیبا

دوبیتی عاشقانه

آرشیو جدیدترین دوبیتی های عاشقانه دل انگیز و زیبا

ناهماهنگی تقدیر نشان داد به من
به تقاضای خود اصرار نباید ورزید
تلخی وصل ندارد کم از اندوه فراق
شادی بلبل از آن است که بو کرد و نچید
(کاظم بهمنی)
.
.
مثل آن مرداب غمگینی که نیلوفر نداشت
حال من بد بود اما هیچکس باور نداشت
خوب می دانم که تنهایی مرا دق می دهد
عشق هم در چنته اش چیزی از این بهتر نداشت
(قیصر امین پور)
.
.
تَرَم اندازه ی ابری که به باران بزند
تو در این شهر نباشی، به بیابان بزند
هرچه بر سر بزند عاقبتش وصلی نیست
جز غم انگیزی پاییز، دگر فصلی نیست
(پویا جمشیدی)


.
.
هر نقش نگارینت چون منظره ی خورشید
مجموعه ی لطف است و منظومه ی زیبایی
چشمی که تماشاگر در حُسن تو باشد نیست
در عشق نمی گنجد این حُسن تماشایی
(استاد شهریار)
.
.
همه خُفتند و منِ دلشده را خواب نَبُرد
همه شب دیده ی من بر فلک اِستاره شِمُرد
خوابم از دیده چنان رفت که هرگز نایَد
خواب من زهر فراق تو بنوشید و بِمُرد
(مولانا)
.
.
ای کاش تو باز آیی و من پای تو بوسم
چون سایه زلف تو قدمهای تو بوسم
هرجا که روزی نفسی جای گرفتی
آنجا روم و گریه کنان جای تو بوسم
(اهلی شیرازی)
.
.
نازنینا نظری کن منم این خسته راهت
شرر افکنده به جانم صنما برق نگاهت
سحرم روی چو ماهت، شب من زلف سیاهت
به خدا بی رخ و زلفت، نه بخسبم نه بخیزم
(مولانا)
.
.
چون شوم خاک رهش دامن بیفشاند ز من
ور بگویم دل بگردان، رو بگرداند ز من
چشم خود را گفتم آخر یک نظر سیرش ببین
گفت می‌خواهی مگر تا جوی خون راند ز من
(حافظ)
.
.
شبها گذرد که دیده نتوانم بست
مردم همه از خواب و من از فکر تو مست
باشد که به دست خویش خونم ریزی
تا جان بدهم دامن مقصود به دست
.
.
صبح شد از کام خود یک جرعه لبخندم بده
چای خوشرنگ لبانت با کمی قندم بده
نیستم حافظ، ندارم غیر دل ملکی بده
جرئه ی لبخند خود را بی سمرقندم بده
.
.
ای کاش فقط تو قرص ماهم باشی
در قاب شکسته ی نگاهم باشی
خوشحالم از اشتباه کردن در عشق
وقتی تو دلیل اشتباهم باشی
.
.
بگذار که بر شاخه ی این صبح دلاویز
بنشینم و از عشق سرودی بسرایم
آنگاه به صد شوق چو مرغان سبکبال
پر گیرم ازین بام و به سوی تو بیایم
.
.
سخت است بخندی و دلت غم زده باشد
هر گوشه ای از پیرهنت نم زده باشد
سخت است به اجبار به جمعی بنشینی
وقتی دلت از عالم و آدم زده باشد
.
.
اﯼ ﺟﺎﻥِ ﺟﺎﻥِ ﺟﺎنم
ﺗﻮ ﺟﺎﻥِ ﺟﺎﻥِ ﺟﺎنی
ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺯِ ﺟﺎﻥِ ﺟﺎﻥ ﭼﯿﺴﺖ؟
ﺁﻧﯽ ﻭ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺁﻧﯽ
(عطار)
.
.
صبح است دل افروز من ای یار کجایی؟
ای عشق من ای دلبر و دلدار کجایی؟
صبح است و قرار من و تو ساعت باران
باران زد و شد لحظه ی دیدار کجایی؟
.
.
اصرار نکن، بغضِ دلم وا شدنی نیست
گمگشته ی این شعر که پیـدا شدنی نیست
“بوسیدنِ تو، غرق در آغوشِ تو بودن”
رویـای قشنگیست که با ما شدنی نیست
(مریم قهرمانلو)
.
.
کنار من که قدم میزنی هوا خوب است
پُر از پریدنم و جای زخم ها خوب است
برای حک شدن عشق در خیابان ها
به جا گذاشتن چند ردپا خوب است
(صالح سجادی)
.
.
عمری است که در پیچ و خم زندگی ام کاش
یک لحظه در آغوش تو آرام بگیرم
من شاعر درباری ام و چشم تو کافیست
تا خیر در آن باشم و انعام بگیرم
(محمد غفاری)
.
.

همچنین ببینید :

دوبیتی های ناب عاشقانه – دوبیتی جدید غمگین

شعرهای کوتاه و بلند عاشقانه زیبا برای همسر و عشق

شعر نو درباره دلتنگی – اشعار دلتنگی

.

.
برف میبارد و غزل های تازه
بر تن برگ های کهنه میریزند
آری دوباره جاده ها انگار
از عطر و هوای تو لبریزند
اینجا در انتظارِ دیدنت با چتر
هربار چشمهای پنجرها خیسند
(باران امینی)
.
.
مثل یک زیپ خرابی که دگر وا نشود
کاشکی غصه بخوابد شبی و پا نشود
یک دعا میکنم ای کاش بگویی آمین
کاشکی مرد و زنی بیکس و تنها نشود
.
.
هر زمان که به فکر معشوقی
لحظه لحظه دقایقش عشق است
پس چه سری ست اینکه می گویند:
ساعت اوج عاشقی صفر است؟!!!
.
.
من نیز چو خورشید دلم زنده به عشق است
راه دل خود را نتوانم که نپویم
هر صبح در آیینه جادویی خورشید
چون می نگرم او همه من، من همه اویم
“فریدون مشیری”
.
.
بگذار تا ببوسمت ای نوشخندِ صبح
بگذار تا بنوشمت ای چشمه ی شراب
بیمار خنده های توام بیشتر بخند
خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب
(فریدون مشیری)
.
.
نشسته ام برود سال و خاطراتش هم
میان آینه لبخند می زنم به خودم
که روز عید نفهمد چقدر دلتنگم
که سال کهنه نفهمد چقدر پیر شدم
.
.
میان آینه شمعی که رو به خاموشیست
و ساعتی که سرِ سال زنگ را خورده
هنوز توی دلم آرزوی آزادیست
میان تنگ بلورم دو ماهیِ مرده
.
.
هر گوشه سررسید من یعنی تو
ایام خوش سعید من یعنی تو
ای در تو خلاصه عشق، هستی، فردا
لبخند بهار و عید من یعنی تو
.
.
نگذار که من شبیه مردم بشوم
قربانی یک سوء تفاهم بشوم
کافیست که تو یکی دوبار اخم کنی
من هم بلدم تا بروم گم بشوم
.
.
ای کاش فقط تو قرص ماهم باشی
در قاب شکسته ی نگاهم باشی
خوشحالم از اشتباه کردن در عشق
وقتی تو دلیل اشتباهم باشی
.
.
با عشقِ تو راه را عوض خواهم کرد
این بختِ سیاه را عوض خواهم کرد
یک شب که ستاره و‌ زمین در خوابند
جای تو و ماه را عوض خواهم کرد
.
.
با یار به گلزار شدم رهگذری
بر گل نظری فکندم از بی خبری
دلدار به من گفت که شرمت بادا
رخسار من اینجا و تو بر گل نگری؟
(حضرت مولانا)
.
.
یک شعر تمیز و تازه تحویل بگیر
از سنگ بیا گُدازه تحویل بگیر
هرکس به تو گفت: پُشتِ چشمت ابروست
تو اسم بده؛ جنازه تحویل بگیر
.
.
چشمت بهار بود و نگاهت بهارتر
از هر چه بیقرار دلت بیقرارتر
من را امید آمدنت جان دهد ولی
چشمم هنوز مانده بر این انتظار، تَر
.
.
بگذار که بر شاخه ی این صبح دلاویز
بنشینم و از عشق سرودی بسرایم
آنگاه به صد شوق چو مرغان سبکبال
پر گیرم ازین بام و به سوی تو بیایم
.
.
گفتم که سرم گفت جدا می خواهم
گفتم که تنم گفت فدا می خواهم
گفتم که بمیرم عاقبت از غم تو
گفتا به درک من از خدا میخواهم
.
.
دکترم فهمیده دردم، درد بی درمان توست
دیدنت را نسخه حال خرابم کرده است
بی وفا، داروی من گرمای دستان تو بود
لطف کن دیگر نیا، دکتر جوابم کرده است
.
.
یک صبحِ دگر از تو، دل بردم و دل دادم
یک “چهار قلِ” کوتاه، زیرِ لبِ خود خواندم
این عشق تماشاییست، نذرِ رخِ زیبایش
هم یک صلوات امروز، هم بوسه فرستادم
(امین شاهسواری)
.
.
هرکه گوید او منم او من نشد
خوشه ی او لایق خرمن نشد
من مشو از من بشو تا من شوی
خوشه شو تا لایق خرمن شوی
(مولانا)
.
.
مرو راهی که با ریگی بلغزی
مشو بیدی که با بادی بلرزی
توراقدر و تورا قیمت گران است
مکن کاری که یک ارزن نیرزی
.
.
سخنِ عشقِ تو بی آنکه برآید به زبانم
رنگِ رخساره خبر میدهد از حالِ نهانم
گاه گویم که بنالم زِ پریشانیِ حالم
باز گویم که عیانست، چه حاجت به بیانم؟
.
.
دور از منی و هنوز هم روی لجی
چون آیینه ای و با من انگار کجی
چندیست که ورد شب و روزم این است
ای عشق اجی مجی لا ترجی
.
.
زبانم لال می ترسم به غیر از من یکی دیگر
یکی معقول تر، معشوق تر، کلا یکی بهتر
تو که می دانی از تو دل بریدن کار ماها نیست
چرا هر روز بهتر می شوی، هر روز زیباتر؟
.
.
ترسم که تو هم یار وفادار نباشی
عاشق کش و معشوق نگه دار نباشی
من از غم تو هر روز دوصد بار بمیرم
تو از دل من هیچ خبردار نباشی

مطالب مرتبط را ببینید

line30

لینک های پرطرفدار امروز

line30


بستن