سلام دوستان گرامی ، خوشحالم که سه علی سه رو واسه بازدید انتخاب کردید ;) امیدوارم لحظات خوبی رو باهم داشته باشیم :)




خانه / پیامک احساسی و عاطفی / جمله های سحرآمیز عاشقانه – جملات جادویی احساسی

جمله های سحرآمیز عاشقانه – جملات جادویی احساسی

متن های بسیار زیبا و جملات سحرآمیز عاشقانه و عاطفی

پیامک عاشقانه

سلام به دوستای عزیزم :idea:

براتون جملات قشنگ عاشقانه همراه با عکس های زیبا آماده کردم :x

باعث افتخاره که سه علی سه رو انتخاب کردید ;)

زندگیتون پر از نگاه خدا . . .

love (8)

از زنـــدگی
از خــــوشی ها
از همه عمـــــر می تــوان گــذشت
اما از تــو نـــمی توان رد شد
بانـــو !
چـــه نــسـبتی با خــدا داری که
برگشـتن از تو را کفـــر می دانم ؟
 آیدین دلاویز

.

.

.

love (1)

به جنگ که فکر میکنم
زخمی می شوم
به کویر که فکر می کنم
تــَرَک برمى دارم
به آسمان که فکر مى کنم
پایین مى افتم
و هر وقت به جنگل مى اندیشم
گله اى گوزن ها از رویم رد مى شود
جرأت فکر کردن به تو را ندارم
“دریا”
نام عمیقى براى یک معشوقه است
و من
هیچوقت شنا کردن بلد نبوده ام  . . .

.

.

.

love (2)

در عمق چشمانت
خواستنی بزرگ جاری است
من به تو فکر می کنم
و غریزه ای تند و سیل گون
که تو را از مرز کلمات
عبور خواهد داد
طاهره صفارزاده‬

.

.

.

love (3)

عشق من
بارها با نفس‌هام
به نقطه نقطه‌ی تنت گفته‌ام:
دوست داشتن تو
گفتنی نیست
تماشایی ست
دست‌هام شاهدند
عباس معروفی‬

.

.

.

love (10)

ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ …
ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ …
ﻧﻪ ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ﻣﯿﺒﯿﻨﺪ …
ﻭ ﻧﻪ ﮔﻮﺵ ﻫﺎﯾﻢ ﻣﯽ ﺷﻨﻮﺩ …
ﻭ ﻧﻪ ﺩﺳﺘﺎﻧﻢ ﻟﻤﺲ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ …
ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺎ ﺷﻌﻔﯽ ﺻﺎﺩﻗﺎﻧﻪ …
ﺑﺎ ﺩﻟﻢ ﺍﺣﺴﺎﺳﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ … !
هر جای دنیا میخواهی باش …
من احساسم را با همین دست نوشته ها
به قلبت میرسانم …

.

.

.

love (9)

محشر را من و باد
به پا خواهیم کرد
وقتی هیچکدام
کوتاه نمی آییم
از لمس موهایت…
آیدین دلاویز

.

.

.

love (7)

به هرکسی که می رسی ، می گوید :
آدم فقط یکبار عاشق می شود …
دروغ است …
تو باور نکن …
مثلاً خود من ، هرروز ، دوباره ، عاشقت می شوم …

.

.

.

love (6)

می نشینی
دستانت
گره ای
و بندهای کفشت
چشمانت
برمی خیزند
نگاهت
گره ای
و بندهای جانم…
مجید ترک تتاری‬

.

.

.

love (5)

دیروز
وقتی کسی در حضور من،
اسم تو را بلند گفت،
طوری شدم …
که انگار گُل رُزی از پنجره ی باز
به اتاق پرت شده باشد …
ویسواوا شیمبورسکا

.

.

.

love (4)

می‌خواستم دوستت داشته باشم
خودت را نداشتم …
کجایی علاقه ی من؟
امیر طاهری

.

.

.

love (11)

هنگامی که تو را دیدم
ابتدا با خودم کلنجار رفتم
مرگ را پذیرفتم
سپس دنبالت آمدم…
آیدین دلاویز

.

.

.

love (12)

روسری ات که باز شد
باد حواسش پرت شد
کلافه شد
طوفان شد
مسیرش عوض شد
بلند شو!!
روسری ات کو؟؟
سر کن که
دنیا را آب برد…
آیدین دلاویز

.

.

.

love (13)

هر سوی بروم
در تیرس چشمان تو ام
چشمانت به بزرگی آسمان هاست
شاید زمین هم
از چشم تو آغاز شده…
آیدین دلاویز

.

.

.

love (14)

امشب زیباترین
حرف ها را آماده کرده ام
تا سرآغاز جرقه خورشید را
در آتش لبخندهایت خلاصه سازم
آتشی عطر افشان که
ابرها را معطر می کند تا
بارانی شوخ طبع
در گوشه معینی از اتاقم چکه کند
و من مردی هستم که
هر روز زندگی اش
چشم براه امشب است
و حسد مردانگی اش نمی گذارد
حتی نامت را ضمیمه شعر کند
مبادا مردم عاشق نامت شوند…
آیدین دلاویز

.

.

.

love (15)

سرزمین من
آن سوی
چشمان توست
وقتی روز و شبش
در پلک هایت جاری ست…
آیدین دلاویز

.

.

.

love (16)

کسی تو را در من
نقش کرده
درون سینه ام
داخل چشمانم
میان دستانم
دیگر همه می دانند که
هر گوشه از تنم
نشانه ای از تو و عشق توست
مرا ببخش که باعث شدم
همه چیز لو برود…
آیدین دلاویز

مطالب مرتبط را ببینید