سلام دوستان گرامی ، خوشحالم که سه علی سه رو واسه بازدید انتخاب کردید ;) امیدوارم لحظات خوبی رو باهم داشته باشیم :)




خانه / پیامک خاص و جالب / متن خاص درباره گرگ – استاتوس های فلسفی در مورد گرگ

متن خاص درباره گرگ – استاتوس های فلسفی در مورد گرگ

متن های جذاب و نوشته های خواندنی با موضوع گرگ

پیامک خاص و جالب

gorg

من ترسم از گرگ ها نیست ، میدانم کارشان دریدن است ،
اما با ماهیت روباه ها چه کنم وقتی مدام لباس عوض می کنند ؟!
.
.
.
گرگ عاشق شده بود
عاشق طعمه اش …
نزدیکش شد
بوییدش
بوسیدش و
با دندان گلویش را درید …
افسوس …
ذات احساس نمی شناسد…!
.
.
.
گرگها این روزها دیگر شکار نمیروند،
بلکه دل به نی چوپان سپرده اند و گریه میکنند
با گرگها گشتیم، با ببرها خوردیم، با شیرها نعره کشیدیم
و شب باکفتارها دربیابان خوابیدیم؛
ولی افسوس که عاقبت، خود، شکار خرگوشها شدیم !
.
.
.
گرگــ ها را دوستـــــ دارم ،
مرگــــ را می پذیرند ،
امـــا …
تن به قلاده نمیدهند …
.


.
.
شیرها ادعا میکنند سلطان جنگلند!
ببر را قوی ترین حیوان دنیا میدانند!
اما خنده ام میگیرد وقتی میبینم
به دستور یک انســـان در سیرک بالا و پایین میپرند!
ولی گرگ رام نمیشد!
برای کسی عوض نمیشود و …
همه میدانند بازی کردن با گرگ حکمش مرگ است
.
.
.
بگذار کفتارها برای خود حکمرانی خیالی کنند!
نمیدانند سکوت گرگ اغاز یک فاجعه است…
.
.
.
زندگی را باید از ” گـُـــرگ ” آموخت و بَس !!!
.
.
.
گرگ با همنوعانش شکار میکند !
خو میگیرد ، زندگی میکند !
ولی چنان به آنان بی اعتماد است
که شب هنگام خواب
با یک چشم باز میخوابد !
شاید گرگ معنی رفاقت را خوب درک کرده است…!
.
.
.
همیشه در گرگم به هوا
از گرگ‌شدن فرار می‌کردیم
و اکنون
ناخواسته در تمامی بازی‌ها
گرگیم
بی‌آنکه از خودمان بترسیم
.
.
.
به سلامتی گرگی که فهمید چوپان خواب است
اما زوزه اش را کشید
تا از پشت خنجر نزند…
.
.
.
زوزه ی گرگ از تنهــاییستــــــ
ولی گرگــــ هــا دستــه جمعــــی زوزه میکشنــــد …
در دنیــــای گرگــــ ها اعتمـــاد مســاوی ستــــ با مرگـــــ …
بــا همه بــــاش امـــا تنهـــــــــا …
.
.
.
آهویم رفت . . .
بگذار برود . . .
حسابش بماند با گرگ های بی احساس
.
.
.
پشیمون نباش؛
گرگ بودن تقاصش مرد بودن و؛ مرد بودن تقاصش گرگ بودن،
پشیمونیو بزا برا روزگار که به هر کفتاری وفا کرد و به ما نه؛
زوزه بکش که یه روزی این جنگل زوزه هاتو به گوش دنیا میرسونه…
.
.
.
در شهر ما گرگهایمان !
نه دستشان آردی است و نه صدایشان را ظریف میکنند !
یکدفعه به دل نفوذ میکنند و تو را می کشند !
.
.
.
سگ نگاه خنده داری به گرگ کرد و گفت،،، آهویت را ربودم،،،
آیا باز هم میگویی گرگها برترند؟؟؟
تواگرعرضه داشتی آهویت را حفظ میکردی…!
گرگ،لبخندی زدو گفت،،،
من ( خدای ) غرورم
رقیب ببینم نمیجنگم …
پا روی عشقو احساسم میگذارم ومیدان راخالی میکنم
آهویی که به سگ چشمک بزند !
لیاقت ندارد زیر سایه (( گرگ )) زندگی کند
حقش آن است خوراک همان سگ شود

مطالب مرتبط را ببینید