سلام دوستان گرامی ، خوشحالم که سه علی سه رو واسه بازدید انتخاب کردید ;) امیدوارم لحظات خوبی رو باهم داشته باشیم :)






ست کیف و کفش نگاره
کيف بسيار جادار و سبک به همراه کفش راحت و زیبا
آمیخته ای از ظرافت و هنر ایرانی
کیف کج به همراه بند رو دوشی قابل تنظیم
کفش در سایز های 37 تا 40 (با قابليت انتخاب سايز)
قیمت کیف و کفش هردو فقط 49000 تومان
روش خرید 1 ↓
✔ برای خرید کد 00098924 را به شماره 10000309 پیامک کنید
روش خرید 2 ↓
✔ برای خرید اینترنتی اینجا رو بزنید
✔ برای مشاهده توضیحات و تصاویر بیشتر اینجا رو بزنید


گردنبند مرغ آمین طرح Golden
طرحی نوین از گردنبند مرغ آمین
ارایه شده در رنگ ثابت طلایی با جنس استیل
نمادی از عشق و محبت، مناسب با هر سلیقه ای
جذاب ترین هدیه برای کسی که دوستش دارید
قیمت : فقط 24000 تومان

روش خرید 1 ↓
✔ برای خرید کد 00098821 را به شماره 10000309 پیامک کنید
روش خرید 2 ↓
✔ برای خرید اینترنتی اینجا رو بزنید

✔ برای مشاهده توضیحات و تصاویر بیشتر اینجا رو بزنید
خانه / آرشیو برچسب: داستان کوتاه آبان ماه 94

آرشیوهای برچسب : داستان کوتاه آبان ماه 94

داستان تاثیرگذار شیشه زندگی

داستان کوتاه آموزنده “شیشه زندگی”

داستان پندآموز

falsafe

ﭘﺮﻭﻓﺴﻮﺭ ﻓﻠﺴﻔﻪ ﺑﺎ ﺑﺴﺘﻪ ﺳﻨﮕﯿﻨﯽ ﻭﺍﺭﺩ ﮐﻼﺱ ﺩﺭﺱ ﻓﻠﺴﻔﻪ ﺷﺪ ﻭ ﺑﺎﺭ ﺳﻨﮕﯿﻦ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺭﻭﺑﺮﻭﯼ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯾﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﻭﯼ ﻣﯿﺰ ﮔﺬﺍﺷﺖ. ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻼﺱ ﺷﺮﻭﻉ ﺷﺪ ﺑﺪﻭﻥ ﻫﯿﭻ ﮐﻠﻤﻪ ﺍﯼ ﯾﮏ ﺷﯿﺸﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﺯ ﺩﺍﺧﻞ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﭘﺮ ﮐﺮﺩﻥ ﺁﻥ ﺑﺎ ﭼﻨﺪ ﺗﻮﭖ ﮔﻠﻒ ﮐﺮﺩ. ﺳﭙﺲ ﺍﺯ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﮐﻪ ﺁﯾﺎ ﺍﯾﻦ ﻇﺮﻑ ﭘﺮ ﺍﺳﺖ؟ ﻭ ﻫﻤﻪ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯾﺎﻥ ﻣﻮﺍﻓﻘﺖ ﮐﺮﺩﻧﺪ.

ادامه ی مطلب رو دنبال کن …

فقط یک روز زندگی کن

داستان شخصی که فقط یک روز زندگی کرد

داستان کوتاه

vaght

دو روز مانده به پایان جهان تازه فهمید که هیچ زندگی نکرده است، تقویمش پر شده بود و تنها دو روز، تنها دو روز خط نخورده باقی بود.
ادامه ی مطلب رو دنبال کن …

دستان دعا کننده – داستان آلبرشت نقاش

داستان آلبرشت نقاش در نورنبرگ

داستان کوتاه

dorer

در یک دهکده کوچک نزدیک نورنبرگ خانواده ای با ۱۸ فرزند زندگی می کردند. برای امرار معاش این خانواده بزرگ، پدر می بایستی ساعتهای طولانی در روز، به هر کار سختی که در آن حوالی پیدا می شد تن می داد.
ادامه ی مطلب رو دنبال کن …

داستان تاثیرگذار دختر خردسال و گردنبند یاقوت

داستان کوتاه دخترک و گردنبند یاقوت

داستان کوتاه

yaghoot

دختر خردسالی وارد یک مغازه جواهر فروشی شد و به گردن بند یاقوت نشانی که در پشت ویترین بود اشاره کرد و به صاحب مغازه گفت: «این گردن بند را برای خواهر بزرگم می خواهم. ممکن است آن را به زیباترین شکل ممکن بسته بندی کنید؟»
ادامه ی مطلب رو دنبال کن …

داستان کوتاه مرد میلیاردر

داستان کوتاه جالب و خواندنی مرد میلیاردر

داستانک پند آموز

mard-pool

مرد میلیاردر قبل از سخنرانیش خطاب به حضار گفت:
ـ از میون شما خانوم ها و آقایون، کسی هست که دوست داشته باشه جای من باشه، یه آدم پولدار و موفق؟
ادامه ی مطلب رو دنبال کن …