سلام دوستان گرامی ، خوشحالم که سه علی سه رو واسه بازدید انتخاب کردید ;) امیدوارم لحظات خوبی رو باهم داشته باشیم :)







ست کیف و کفش ترنج
کيف بسيار جادار و سبک به همراه کفش راحت و زیبا
آمیخته ای از ظرافت و هنر ایرانی
کیف کج به همراه بند رو دوشی قابل تنظیم
کفش در سایز های 37 تا 40 (با قابليت انتخاب سايز)
قیمت کیف و کفش هردو فقط 49000 تومان
روش خرید 1 ↓
✔ برای خرید کد 00098903 را به شماره 10000309 پیامک کنید
روش خرید 2 ↓
 ✔ برای خرید اینترنتی اینجا رو بزنید
✔ برای مشاهده توضیحات و تصاویر بیشتر اینجا رو بزنید


مانتو تابستانه گیلدا
طراحی شده ویژه سال جدید به همراه رنگ های مد سال
هدیه ای مناسب برای خانم های شیک پوش و مشکل پسند
جنس به کار رفته : نخ ترک - پارچه ممتاز لب ترکی
مناسب برای سایزهای 36 تا 40
به همراه سنجاق سینه با طرح مانتو
این مانتو در دو رنگ (قرمز و مشکی) و (سبز و مشکی) عرضه شده است
(رنگ مورد نظر خود را در قسمت پیغام خرید بنویسید)
قیمت : فقط 37000 تومان

روش خرید 1 ↓
✔ برای خرید کد 00098275 را به شماره 10000309 پیامک کنید
روش خرید 2 ↓
✔ برای خرید اینترنتی اینجا رو بزنید

✔ برای مشاهده توضیحات و تصاویر بیشتر اینجا رو بزنید

خانه / آرشیو برچسب: داستانک نامردی

آرشیوهای برچسب : داستانک نامردی

داستان غم انگیز بی وفایی – داستانک ناسپاسی

داستانک غم انگیز و خواندنی در مورد بی وفایی و ناسپاسی

داستان عاشقانه

bivafa-story

بعد از فوت پدرم زندگی روی خوش به ما نشون نداد و هر روز وضع ما بد ترمی شد. تا جایی که خونه و مغازه رو هم مجبور شدیم بفروشیم تا جواب طلب کارها رو بدیم و از روی اجبار در یک خانه کوچک مستاجر شدیم.
برای من که تازه از خدمت سربازی اومده بودم رویارویی با این وضعیت بسیار مشکل بود ولی چاره ای نبود باید با شرایط کنار میومدم بهمین خاطر در یک مکانیکی مشغول به کار شدم تا بتونم اجاره خونه و سایر هزینه ها رو با حقوقی که میگرفتم پرداخت کنم.
ادامه ی مطلب رو دنبال کن …

داستانک تامل برانگیز جواب آزمایش

داستان کوتاه خواندنی ” جواب آزمایش “

داستان عاشقانه

azmayesh

پس از کلی دردسر با پسر مورد علاقه‌ام ازدواج کردم. ما همدیگرو تا حد مرگ دوست داشتیم. سالای اول زندگیمون خیلی خوب بود. اما چند سال که گذشت کمبود بچه رو به وضوح حس می‌کردیم. می‌دونستیم بچه‌دار نمی‌شیم، ولی نمی‌دونستیم که مشکل از کدوم یکی از ماست. اولاش نمی‌خواستیم بدونیم. با خودمون می‌گفتیم عشقمون واسه یه زندگی رویایی کافیه، بچه می‌خوایم چی کار؟ اما در واقع خودمونو گول می‌زدیم. هم من هم اون، چون هر دومون عاشق بچه بودیم. تا اینکه یه روز علی نشست روبروی من و گفت: «اگه مشکل از من باشه، تو چی کار می‌کنی؟»

ادامه ی مطلب رو دنبال کن …