با سلام خدمت دوستان عزیزم
بعد از خوندن اعترافای شما با خودم گفتم چرا من اعتراف نکنم !
این شد که اعترافامو نوشتمو گذاشتم اینجا . . .
…
اعتراف میکنم کلاس دوم ابتدایی که بودم، شبا موقع خواب گریه میکردم، حتما میپرسید چرا؟!
راستش یاد درسایی می افتادم که معلم هنوز تدریس نکرده بود و با خودم میگفتم من چجوری اینارو یاد بگیرم و این میشد که میزدم زیر گریه، بابام هم نصفه شبی پا میشد درس رو که معمولا ریاضی بود بهم یاد میداد، منم یاد میگرفتمو بعد با خیال راحت میخوابیدم !
.
.
.
.
اعتراف میکنم کوچولو که بودم مامانم نمیذاشت چیپس بخورم، خلاصه یه شب اینقد رو مخش رفتم که بالاخره گفت: باشه فردا بهت پول میدم برو بخر. من اون شب تا صبح نخوابیدم !
.
.
.
.
اعتراف میکنم وقتی که ۷،۸ سالم بود، یه روز ظهر بابام داشت میخوابید به من گفت که برو برام پتو بیار، آقا من یه دختر عمو دارم اسمش بتوله و خونشون هم کنار خونه ی ماست، رفتم بتول رو صدا زدم گفتم بیا بابام کارت داره، اون هم پاشد اومد خونمون، به بابام که خواب و بیدار بود میگه عمو کارم داشتی؟ بابام با همون حالت منو نگاه کرد و با یه کم عصبانیت بهم گفت: من بهت میگم برو پتو بیار رفتی بتول رو آوردی ؟!
.
.
.
.
اعتراف میکنم که تا ۱۰ سالگی به قشنگ میگفتم خشنگ و داداشم هم به خاطر همین همش منو تنبیه میکرد!
.
.
.
.
اعتراف میکنم یه پسر عمه دارم که تا ۱۶ سالگی نمیدونستم این پسرعممه !!
.
.
.
.
اعتراف میکنم خیلی سال پیش خونمون یه عالمه مهمون بود و همه میگفتن و میخندیدن که یهو همه جا ساکت شد، منم تصمیم گرفتم یه سوال که خیلی منو درگیر خودش کرده بود رو اون موقع بپرسم ، آقا برگشتم گفتم یه سوال دارم، همه کنجکاو شدن، گفتم وقتی بچه به دنیا میاد از کجا میفهمن پسره یا دختر ؟؟ همه زدن زیر خنده، منم متعجب شده بودم که چرا میخندین و رو سوالم پافشاری میکردم و میگفتم واقعا از کجا میفهمن، که مامانم بهم گفت فعلا بیخیال شو بعدا بهت میگم ! الان که به اون موضوع فکر میکنم میبینم عجب سوتی دادم !!
.
.
.
.
اعتراف میکنم اون زمانا که کارتون فوتبالیستها رو پخش میکردن (اگه یادتون باشه بعضی وقتها دو قسمت رو باهم نشون میدادن) من قبل از اینکه شروع بشه و تیتراژش بود میرفتم جلوی تلویزیون و جلوی اسپیکرش داد میزدم که دو قسمته نشون بدید !!
.
.
حالا بازم اگه چیزی یادم اومد میگم … !!!
من اعتراف می کنم هیچ وقت املاهاهامو بالای ۱۶ نگرفتم! تازه اون ۱۶هم با تقلب بود!!! چقدر زحمت کشیدم واااااای!!!!!
1
0
اعتراف میکنم وقتی بچه بودم لواشک هامو همیشه با بوست میخوردم بعد مینداختمش خیلی حال میداد!!!
0
0
اعتراف میکنم ۶_۵ سالم بود وقتی مامانم سرکار میرفت و من تو خونه تنها بودم میشستم خمیر درست میکردم با تخم مرغ قاطی میکردم میریختم رو زمین تا شاید یه درخت در بیاد(خو بچه بودم)بعد مامانم میومد دم در درو براش باز نمیکردم تا جمش کنم.یه بار مامانم دم در خوابش برد!
0
0
اعترافات باحالی بودبعضیاش ها،ولی اینکه دخترپسراانقدباهم …بده بهم وابسته میشن دیوونه ایددیگه جای درس خوندنتونه
1
1
من اعتراف می کنم تا۹سالگئ وقتئ با مامانم میرفتم اجبل فروشی همبشه دزدکی بسته های مغازه داره رو میخوردم !
1
1
من آرزو دارم به همه ی ارزوهام برسم .مخصوصا مهندسی کامی و بقی و شایدم اونای دیگه………..و میخام به همه ی برو بچ ریاضی به خاطر کنکور تسلیت بگم …………جوووووووووووووووون کنکور……….و باید بگم کنکور خدا لعنتت کنه………….
0
0
اعتراف میکنم هروقت یه چیزی از دستم ریخته رو زمین اول خیلی نامحسوس به اینور اونور نظرانداختم بعد با پا دادمش زیر کابینت:)))
2
0
اعتراف میکنم که:یکی دو ماه پیش تو سوییت خوابگاهمون با دوستم نشسته بودیم دیدم یکی در زد! بلند شدم درو باز کنم قبل از اینکه درو باز کنم یه لحظه مخم هنگید!از همین طرف در تق تق در زدم بعد گفتم کیه بعد درو باز کردم.انگارکه درو به روی خودم باز کرده باشم..شانس گندمم دوستم همه ی ماجرا رو دید و کل خوابگاهو پرکرد
2
0
منم اعتراف میکنم اولین املامو از بین ۷تا کلمه شدم ۱۳ !!! D:
1
0
رفتم خونه دوستم بعد سه ساعت مامانش اومد در زد گفتم مریم بخدامن چیزی نمیخورم بگو زحمت نکشه دروباز کردیم مامانش میگه من دارم میرم بیرون کاری نداری؟یعنی نابئد شدم…………..
1
0
مامان بزرگ مامانم فوت کرده فامیلمون به مامانم میگه تسلیت میگم مامانم میپه ممنون ایشاالله قسمت شماهم بشه.یعنی پدیده ای واسه خودش………….
2
0
ﺳﻠﺎﻡ ﻣﻦ ﺗﺎﺯﻩ ﺍﻳﻦ ﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﻴﺪﺍ ﻛﺮﺩﻡ ﺍﻋﺘﺮﺍﻓﺎﺗﺘﻮﻥ ﺭﻭ ﺧﻮﻧﺪﻡ ﺧﻴﻠﻲ ﻗﺸﻨﻚ بود
0
0
سلام.
ممنون از مطالب خوبت.من تقریبا هر روز سر میزنم و سایتت رو به دوستام هم معرفی میکنم.لطفا به وبلاگ من هم سر بزن.ممنون میشم.
واقعا خسته نباشی!!!!!!!!!!!!!
1
0
ابجی ندااا!!!اعتراف میکنم دوس دارم دکتر ببشم ولی تا الان هیچ تلاشی براش نکردم.کنکور امسال که برای من هیچ شد دیگه از خودم خسته شدم .میدونم اگه بخونم از هیشکیو هیچکس کم ندارم ولی ارادم خیلی ضعیف شده ابجی ندا حداقل شما یه چیزی به من بگید من باید با خودم چیکار کنم اخه؟؟؟
4
2
ندا فقط بلده بگه زمینو بخون انگار زمین زیست+فیزیکه
2
1
من اعتراف میکنم اولین باری که سرامتحان کتاب باز کردم انقدر ضایع بازی در آوردم خانوممون فهمید
2
5
من اعتراف میکنم دخترخوبی هستم
1
6
پر طرفدارترین اس ام اس های سـه علی سـه
اس ام اس های سنگین و فاز بالا
اس ام اس های کوبنده تیکه دار
کمک به کودکان نیازمند
عکس نوشته های فلسفی ، عاشقانه و ...
باشگاه بازی کومه،مرجع بازی های آنلاین دخترونه،پسرونه،دو نفره و...به همراه مسابقات
خنده دار ترین جوک ها
با کمترین هزینه keylid_3ali3@yahoo.com
آهنگ های پیشواز تلویزیونی جدید ایرانسل ورود به آرشیو آهنگ پیشواز ایرانسل برای دریافت کد را به ۷۵۷۵ ارسال کنید سریال پایتخت ۲ ( تیتراژ…
مجموعه ای جدید از ۱۲ داستان کوتاه بسیار زیبا و خواندنی ورود به آرشیو داستان کوتاه اداره کردن زن آسان تر است یا کشور !؟…
جدیدترین ترول ها و عکس های خنده دار (سری هشتم) ورود به آرشیو تــرول در این مجموعه ۳۰ ترول جالب و بامزه برای شما آماده…
سری جدید مطالب آخر خنده و طنزنوشته های باحال ورود به آرشیو اس ام اس خنده دار خب دیگه آخرای امتحاناته، این مطلب رو گذاشتم…
نکته ها و نوشته های زیبا و خواندنی در رابطه با خوشبختی ورود به آرشیو مطالب خواندنی همه ما خودمان را چنین متقاعد می کنیم…
دل نوشته ها و اس ام اس های آپدیت و بروز عاشقانه ی دلتنگی ورود به آرشیو پیامک دلتنگی اینبار با سری جدید اس ام…
اعتراف میکنم وقتی بچه بودم زنگ میزدم۱۱۸ فوت میکردم !یعد اقا بهم گفت تلفنتونو کنترل میکنم ! منم زود تلفنو از برق کشیدم در خونه رو هم قفل کردم! الان که دارم فکر میکنم میبینم عجب بییییی بدر مادری بوده !بچه سکته کرد!!!!!!