ســه عـلـی ســه

ساعت CK طرح لارنس

پيشنهاد ميكنيم اگر به فكر هديه ای منحصر به فرد و خاص ميگرديد به جستجوی خود پايان دهيد و ساعت ck طرح لارنس را برگزينيد و برق طلايی غافلگيری را در چشمان عشق خود ببينيد. ساعت ck طرح لارنس قابليت ست كردن با انواع البسه را دارا بوده و مناسب برای استفاده در مهمانی ها و مجالس است.
قیمت: 29800 تومان
توضیحات بیشتر
خرید پستی

بند کفش نورانـی نئـون

مناسب برای جشن ها و میهمانی ها، ورزش و پیاده روی شبانه ، مناسب بستن روی انواع کفشهای ورزشی و اسپرت،پوتین و کفشهای اسکیت ،قابلیت سه مدل نوردهی متفاوت؛تماما روشن،چشمک زن یک حالته و دو حالته ،بسیار زیبـا و چـشـم نواز ، ساخته شده از پلاستیک فوق العاده شفاف ،ضدآب و قابل شستـشو
قیمت: 14800 تومان
توضیحات بیشتر
خرید پستی
تبلیغات
دنبال کنید





موضوعات
آمار سایت
  • تعداد مطالب : 1572
  • تعداد نظرات : 112184
  • بازدید امروز : 21928
  • بازدید دیروز : 49228
  • کل بازدیدها : 43857224
  • افراد آنلاین : 105 نفر

اعترافات من

با سلام خدمت دوستان عزیزم

بعد از خوندن اعترافای شما با خودم گفتم چرا من اعتراف نکنم !

این شد که اعترافامو نوشتمو گذاشتم اینجا . . .

صفحه ی اعترافات شما

اعتراف میکنم کلاس دوم ابتدایی که بودم، شبا موقع خواب گریه میکردم، حتما میپرسید چرا؟!

راستش یاد درسایی می افتادم که معلم هنوز تدریس نکرده بود و با خودم میگفتم من چجوری اینارو یاد بگیرم و این میشد که میزدم زیر گریه، بابام هم نصفه شبی پا میشد درس رو که معمولا ریاضی بود بهم یاد میداد، منم یاد میگرفتمو بعد با خیال راحت میخوابیدم !

.

.

.

.

اعتراف میکنم کوچولو که بودم مامانم نمیذاشت چیپس بخورم، خلاصه یه شب اینقد رو مخش رفتم که بالاخره گفت: باشه فردا بهت پول میدم برو بخر. من اون شب تا صبح نخوابیدم !

.

.

.

.

اعتراف میکنم وقتی که ۷،۸ سالم بود، یه روز ظهر بابام داشت میخوابید به من گفت که برو برام پتو بیار، آقا من یه دختر عمو دارم اسمش بتوله و خونشون هم کنار خونه ی ماست، رفتم بتول رو صدا زدم گفتم بیا بابام کارت داره، اون هم پاشد اومد خونمون، به بابام که خواب و بیدار بود میگه عمو کارم داشتی؟ بابام با همون حالت منو نگاه کرد و با یه کم عصبانیت بهم گفت: من بهت میگم برو پتو بیار رفتی بتول رو آوردی ؟!

.

.

.

.

اعتراف میکنم که تا ۱۰ سالگی به قشنگ میگفتم خشنگ و داداشم هم به خاطر همین همش منو تنبیه میکرد!

.

.

.

.

اعتراف میکنم یه پسر عمه دارم که تا ۱۶ سالگی نمیدونستم این پسرعممه !!

.

.

.

.

اعتراف میکنم خیلی سال پیش خونمون یه عالمه مهمون بود و همه میگفتن و میخندیدن که یهو همه جا ساکت شد، منم تصمیم گرفتم یه سوال که خیلی منو درگیر خودش کرده بود رو اون موقع بپرسم ، آقا برگشتم گفتم یه سوال دارم، همه کنجکاو شدن، گفتم وقتی بچه به دنیا میاد از کجا میفهمن پسره یا دختر ؟؟ همه زدن زیر خنده، منم متعجب شده بودم که چرا میخندین و رو سوالم پافشاری میکردم و میگفتم واقعا از کجا میفهمن، که مامانم بهم گفت فعلا بیخیال شو بعدا بهت میگم ! الان که به اون موضوع فکر میکنم میبینم عجب سوتی دادم !!

.

.

.

.

اعتراف میکنم اون زمانا که کارتون فوتبالیستها رو پخش میکردن (اگه یادتون باشه بعضی وقتها دو قسمت رو باهم نشون میدادن) من قبل از اینکه شروع بشه و تیتراژش بود میرفتم جلوی تلویزیون و جلوی اسپیکرش داد میزدم که دو قسمته نشون بدید !!

.

.

حالا بازم اگه چیزی یادم اومد میگم … !!!

اسمت چیه ؟ تربچه می‌گه:

من ۲۰سالمه اما هنوز فروزن دوست دارم

Thumb up 0 Thumb down 0

آهو می‌گه:

آره منم کلاس هشتمم با نظرp.j,خیلی موافقم سر کلاس علوم هی خندس مخصوصن گروه کج فکرامون تازه ماکه نمونه دولتی هستیم اینجوریم وای ب حال مدرسه عادیا چون اونا وضعشون خععععلییی خرابه ههههه

Thumb up 1 Thumb down 2

جوجه می‌گه:

حالا من اعتراف میکنم بچه کهه بودم موقع خواب هرچی پشتی توی خونه بودو میچیدم دور رختخوابم که مبادا جنا بیان بخوابن بغلم .تازه موقع اذان صبح هم که میشد من بیدار میشدم پیش خودم میگفتم جنا بلند شدن دارن برا نماز باهم دیگه حرف میزنن تازه اخر اذان که میشد میرفتم زیر پتو که صدای مرده که اخر اذان بلند دادمیکشیدومیخوندونشنوم فک میکردم جنا دارن دعوا میکنن.تازشم اگه نصف شب بیدار میشدم جرعت برگشتن نداشتم اخه لامپ رابط یخچالو که میدیم قرمزه و توی اشپزخونه معلومه فک میکردم جنه میخواد بیاد منو بترسونه.خخخخخخخ:-)

Thumb up 1 Thumb down 1

هستی می‌گه:

ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻡ ………….. ۱۱۰
.
.
.
.
.
ﮔﻔﺘﻢ : ﺍﻟﻮﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭ ﭘﻠﯿﺲ !!!
ﮔﻔﺖ : ﺑﻠﻪ ﺑﻔﺮﻣﺎﺋﯿﺪ ؟؟؟
ﮔﻔﺘﻢ : ﮐﻤﮏ ! ﯾﻪ ﻋﺎﻟﻤﻪ ﻣُــﺮﺩﻩ ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ !!!
ﮔﻔﺖ : ﯾﺎ ﺍﺑﻮﺍﻟﻔﻀﻞ ! ﮐﺠﺎﺋﯽ ؟؟؟
ﮔﻔﺘﻢ : ﻗﺒﺮﺳﺘﻮﻥ !!!
.
.
.
.
.
ﻫﯿﭽﯽ ﺩﯾﮕﻪ !!! ﻓﻌﻼ ” ﺑﻪ ﻗﯿﺪ ﻭﺛﯿﻘﻪ ﺁﺯﺍﺩﻡ ﮐﺮﺩﻥ !!! :

Thumb up 2 Thumb down 2

pj می‌گه:

دوستان من یه عمویی دارم خرپول یه زن گرفته بود از خودش خرپول تر عروسی اینا مارو بردن یه رستوران خیلی باکلاس ینی باکلاس ها
کباب کوبیده داشتن و جوجه و برگ و قفقازی حالا من چیز ندیده جیغ میزدم من املت هم زدنی میخوااااام
اقا یه وضیعتی بود که نگو حالا هر وقت میرم خونه عموم بهم املت میده ولی فکر کنم با این وضع گوجه و تخم مرغ همو
نم بهم نده

Thumb up 3 Thumb down 0

وروجک می‌گه:

یادش بخیر بچه که بودم با دخترخاله و پسرخاله هام میرفتیم تو خیابونا و کوچه ها و چهارراه ها گدایی!درامدش عالی بود!با پولشم بستنی و لواشک میخریدیم.تا اینکه همسایمون مارو دید بعدش لومون داد!چه کتکی خوردیم بماند.اگه میذاشتن ادامه بدیم الان مازراتی داشتیم!!‏
خخخخ

Thumb up 10 Thumb down 0

آیدا می‌گه:

هههههههههههههههههه مگه اینجا حکومت نظامیه از همه اعتراف میخوایین !!معلومه که نیست .. منم اعتراف نمیکنم

Thumb up 1 Thumb down 5

وروجک می‌گه:

دیروز داشتم میرفتم مغازه
پسره با ماشینش (اسم ماشینشو بلد نبودم ولی مارکش کیا بود) اومدکنارم
گفت دختر خانم پولت افتاد زمین
منم ک دستم رو ۲۰۰۰ تومنیه تو جیبم بود خیالم راحت بود و فهمیدم میخواد ضایم کنه
گفتم
واسه صدقه کنار گذاشتم میتونی برداری اشکال نداره!
بنده خدا با ماشینش دنده عقب تو افق محو شد

Thumb up 11 Thumb down 0

وروجک می‌گه:

اوایل ترم اول توکلاس سخت مشغول برنامه نوشتن بودم رفتم ازاستادمون یه سوال بپرسم:
من:خالهههههههه ببینیدتااینجادرست پیش رفتم؟
استاد: :) )))))))))
کلاس:)))))))))))))))))))
لامصب کاش استادمون زن بود :( ((((اونطوری منطقی تربودخاله:(

Thumb up 8 Thumb down 0

حسام می‌گه:

وای چه باحالین شما…دمتون گرم

Thumb up 8 Thumb down 0

وروجک می‌گه:

دیشب رفتیم پارک نزدیکه خونه دوستم ،گفتم؛
وای چقد اینجا خلوته،یه نگاهی به من کرد وداد زد؛
پلیس! پلیس!
یه دفه کلی آدم از بین درختا ودستشویی وپشت دیوار شروع کردن به فرار!
تاحالا پارکی به اون شلوغی ندیده بودم!!!

Thumb up 20 Thumb down 0

p.j می‌گه:

اگه میبینین زیاد میحرفم به خاطر اینه رمز وای فای همسایمون رو حک کردم الانم دارم غصبی واس خودم عشق میکنم

Thumb up 10 Thumb down 2

مهسا می‌گه:

اعتراف میکنم کلاس اول ابتدایی بودم تو راه برگش از مدرسه به خونه خیلی دستشویم میومد همش جرش دادم وقتی رسیدن پشت در خونه مامانم دیر در وا کرد منم پشت در ریختمش گفتم بارون اومد خیس شدم تازه هوا افتابی بود نخند بچه بودم گناه داشتم

Thumb up 10 Thumb down 1

p.j می‌گه:

من یه اعتراف میخوام بکنم……..
بکنم؟
بکنم یا نکنم؟
من فکر کنم اخرین بازمانده از اخرین نسل طرفدارای مایکل جکسونم .
اخییییییییییی سبک شدم!
نخند من جدیم

Thumb up 10 Thumb down 1

p.j می‌گه:

پنج سالم که بود یه بار سیگار روشن دست عموم دیدم جویگر شدم رفتم یه نخ ازش کش رفتم که بکشم بلد نبودم کبریت روشن کنم زمستونم بود با یه فلاکتی با اتیش بخاری روشنش کردم حالا من گاو نمیدونستم باید بدم تو یا بدم بیرون یه فوت محکم زدم اتیشش ریخت رو فرش فرشم پر سوراخ شد من بگو سیگار تو دست عینهو بز زل زده بودم به فرش خوب چی میکردم از اون ور بابام اومد منم هول شدم سیگارو چپوندم تو دهنم ینی سوختما
بعد اون سوختگی دهن و فرش برا مامان بابام یه معما بود ولی من چنان دهن قرصی داشتم که تا الان به جز شما به هیچکی نگفتم

Thumb up 18 Thumb down 0

p.j می‌گه:

عاقا ما تو مدرسه ی پسرایی هستیم که نگو سر کلاس علوم درس هورمون ها تا معلم میگفت غده جنسی ما سرفه میکردیم معلمم بیخیال شد گفت گوساله ها بیحیا بدچشم برین خونه بخونین حالا دوستم زنگ زده میگه چقدر خوندی میگم بابا ادم روش نمیشه اینارو بخونه اخه اینا چیه سر پیچ لوزالمعدم مونده نمیشه هضمش کرد

Thumb up 10 Thumb down 5

NAZI می‌گه:

این اخریه خیلی باوحاله

Thumb up 6 Thumb down 1

نسترن می‌گه:

اعتراف میکنم یه بار پیش دبستانی بودم رفتم دستشویی دستامو بشورم
یکی از دوست هامم اومد بعد رو همدیگه آب ریختیم هیچی دیگه منم که لجباز رفتم شیلینگ رو برداشتم روش آب ریختم
اون هم آفتابه رو رو من خالی کرد!!:-|

Thumb up 9 Thumb down 1

سارا می‌گه:

دهه شصتی اگه باشی خوب باید یادت باشه دبستان که بودیم یه مداد قرمز هایی بود خوش رنگگگگ. بهش میگفتیم مداد گلی. مخصوصا وقتی تف میزدیم بهش مینوشتیم دیگه رنگش خیلی خوب می شد.
یادمه یه بار مامانم داشت بهم دیکته می گفت. من و دوستم داشتیم می نوشتیم.
اینقدر مداد رو تف زدم نوشتم که دهنم قرمز بود انگار رژ زدم. هیچی دیگه مامانمم قاطی می کرد.
میگفت سارا نزن دهنت مریض میشی
من: باشه دوباره میزدم دهنم اخرش مامانم کلافه شد رفت یه کاسه اب اورد گذاشت کنارم گفت بزن تو کاسه بنویس
هیچی دیگه منم از اون به بعد سر کلاس با لیوان اب میرفتم
میزدم تو اب مداد رو بعد می نوشتم :D

Thumb up 29 Thumb down 2

سارا می‌گه:

یادمه ۶ سالم بود خواهرم کلاس اول بود. میومد خونه مشق مینوشت منم خوشم میومد از نوشتن.
گیر دادم به مامانم منم می خوام مشق بنویسم اون طفلکم رفت یه دفتر گرفت با مداد گذاشت جلوم
منم کل روزهای هفته رو مشق مینوشتم.هیچ کسم نظاره نمی کرد.
خلاصه یه روز عموم خونمون بود منم دفترمو بردم نشون بابام دادم با ذوق
بابا بابا ببین من سواد دارم
بابا: ببینم دخترم چی نوشته
دفترمو دید زد زیر خنده و نشون عموم داد
فکر کردم خوشحال شده
بعد مامانم با دمپایی افتاد به جونم بی ابروم کردی. اصلا کی گفته تو مشق بنویسی
هیچی یه دفتر صد برگ نوشته بودم ان
ن رو هم قرمز کرده بودم
میخوندم انار
:-D
بچه بودم خوووبببب

Thumb up 18 Thumb down 0

سارا می‌گه:

یادمه کلاس چهارم اول راهنمایی بودم.هر جلسه یکی از بچه ها جیغ میزد سوووسکککک و کلاس رو میریخت به هم. خلاصه اینکه یه روز بچه ها گیر دادن به من که نوبت توی باید کلاس رو به هم بریزی. منم سر ریاضی نقش بچه مثبتا رو داشتم.خلاصه از اینا اصرار از من انکار.یه هو نمی دونم مداد بود سوزن بود چی بود زدن به نشیمن گاه ما
انچنان جییییغی زدم که کلاسای دیگه هم ریختن بیرون
ناظم گفت چی شده: گفتم سوسکککککک
داد زد اخه ابله تو چله زمستون سوووسسککککک کجا بوده نکنه خودتو تو ایینه دیدی..
من s-:
دوستام (:<
هیچی دیگه :معلم بنده خدامون رو با اورژانس بردن
منم یک هفته اخراج
تا ۳ سال معلممو هر وقت می دیدم میگفت مدرسه با وجوود صدای تو نیازی به آژیر نداره

Thumb up 20 Thumb down 2

سارا می‌گه:

یادمه دبیرستانی که بودم خیلی شیطون بودم.اونقدر که اول مهر منو از کلاس اخراج کردن.و به دنبال این اخراجی تا اخر سال سر ریاضی اخراج می شدم. خلاصه من همش تو دفتر بودم.یه روز جشن داشتیم و ما هم از جشن فراری…
کلی خودمونو کشتیم که قبل از اینکه کلاس بعد از جشن شروع شه از مدرسه فرار کنیم اخرم موفق شدیم. به بدبختی با دوستم فرار کردیم از شانس خوشمون وقتی رسیدیم سر کوچه تو بلنئگو اعلام کرده بودن امروز بعد از جشن دیگه کلاس تشکیل نمیشه و زنگ رو زدن و همه تعطیل شدن
من :@
دوستم :-\
بچه های مدرسه :) )
ناظم (:<

Thumb up 20 Thumb down 0

وروجک می‌گه:

هر وقت دره این یخچال لامصــب رو باز میکنیم خالیه ها،
حالا اگه بخوایم یه قابلمه کوچیک
تو یخچال جا بدیم
باس یه ساعت پازل حل کنیم با محتویات ، تا بتونیم جاش بدیم ..!

Thumb up 30 Thumb down 1

وروجک بانو می‌گه:

زهرا
میلاد بنده خدا رو فراری دادم تهدیدام کار خودشو کرد :-D
.
.
.
.
.
.
.
.
.
شوخی کردم داداش اگه کامنتامو میخونی بدون شوخی ک کردم ولی بازم میگم که سیگارو بذاری کنار
من خودم بچه که بودم یه ذره آسم داشتم همین سیگار بود که الان حالمو خراب کرده که دارم بدجور عذاب میکشم
حالا خودم سیگار نکشیدما :-D اطرافیانم توجه نکردن چون خونواده ی مامانمم ارثی آسم داشتن منم پیش زمینه ی اینو داشتم که بیماریم یهویی شدید شه

Thumb up 15 Thumb down 6

توحید می‌گه:

خوب بود همهشون

Thumb up 6 Thumb down 5

جواد می‌گه:

سحر جونننننننن لایک داری بدجوررررررررررررررررررررررر

Thumb up 2 Thumb down 7

زهرا می‌گه:

اعتراف شونزدهم
زنگ زدم به بابام میگم :بابا توی راه داری میای لپه بگیر و بیا…
بابام:چی؟؟لب کیو بگیرم؟؟
من:’(
بابام:))
مامانم:-$

Thumb up 33 Thumb down 4

زهرا می‌گه:

اعتراف پونزدهم
دخترعموم تو لاین پست گذاشته:میدونین چرا آقایون این قدر به پارک دوبلشون مینازن؟چون تنها کاریه که بدون کمک مامانشون انجام میدن…(پایینش هم نوشته بود)البته به جز مخاطب خاص خودم
.
.
.
منم براش نوشتم:یعنی مخاطب خاص شما این کارم با کمک مامانشون انجام میدن؟؟
من:))
مخاطب خاص:-\
دختر عموم:-$
مامان مخاطب خاص:-

Thumb up 31 Thumb down 3

وروجک بانو می‌گه:

یارو ساعت ۶ صبح جمعه زنگ آیفون خونمون زد .
من : بله؟
یارو : این کیا اسپورتیج که جلوی پارکینگ پارک کرده مال شماست؟
من : نه
یارو : دلت بسوزه . مال ماست :|

Thumb up 63 Thumb down 4

وروجک بانو می‌گه:

مﺮﺩﻡ ﺷﺐ ﺗﻮ ﺍﯾﻮﻭﻥ ﻭﯾﻼﺷﻮﻥ ﻣﯿﺨﻮﺍﺑﻦ ﻋﺸﻘﺸﻮﻥ ﺑﺮﺍﺵون ﮔﯿﺘﺎﺭ ﻣﯿﺰﻧﻪ ﺑﺨﻮﺍﺑن
ﺍﻭﻧﻮﻗﺖ ﻣﻨﻢ ﺷﺒﺎ
*
*
*
ﺯﯾﺮ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺍﺗﺎﻗﻢ ﯾﻪ ﻭﺍﻧﺘﻪ ﺍﺳﺘﺎﺭﺕ ﻣﯿﺰﻧﻪ
ﻻﻣﺼﺐ ﺭﻭﺷﻨﻢ ﻧﻤﯿﺸﻪ

Thumb up 48 Thumb down 7

وروجک می‌گه:

جلسه اول کلاس زبان استاد یه چیزی به انگلیسی بهم گفت منم عینه……داشتم نگاش میکردم دوباره همون حرف رو گفت ودستشم طرف تخته دراز کرد….دوستم یواشکی در گوشم گفت:میگه تخته رو باک کن رفتم تخته رو باک کردم استاد میگه من که نگفتم تخته رو باک کنی گفتم بیا اینجا خودتو معرفی کن …….

Thumb up 45 Thumb down 5

یکی می‌گه:

اولین باره نظرمیدم قدیما خیلی باحال تربودن اعترافا اماالان همشون چرتن

Thumb up 22 Thumb down 30

وروجک بانو می‌گه:

اعتراف میکنم وقتی بچه بودم این کارتونارو میدیدم که توشون توالت فرنگی بود فک میکردم اینا که سیفونو میکشن یه دستی از اون زیر میاد خود به خود میشوره آدمارو تازه شم به جای توالت فرنگی بهش میگفتم توت فرنگی :-D
چیه؟ بچه بودم خو:-D حالا اون لایکو بزن رو دلت نمونه :-D

Thumb up 91 Thumb down 14

میلاد اقا می‌گه:

من ۱۸ سالمه و سیگار میکشم و بابامم همینجور یه ظهری خونه فقط منو ابجیمو بابام بودیم بد هوس سیگار کرده بودم سیگارم نداشتم رفت با هزار ترسو لرز از سیگار بابام که خوابیده بودو کنارش گذاشت بود یع نخ برداشم بدش با کلی خوشحالی رفم بیرون و حیاط بکشم ایقد دس پاچه بودم سیگارو برعکس و دهنم گرفتم فیلترشو اتیش دادم

Thumb up 36 Thumb down 45

وروجک بانو می‌گه:

سلام دادو اعترافت باحال بود
ولی خدایی دیگه سیگار نه… :|
نه اینکه بخوام تو کارت دخالت کنما کلا حساسیت زیادی به سیگار دارم میشه اگه امکانش هست بهم قول بدی دیگه سیگار نکشی؟
مگه میتونی قول ندی؟:@
هان؟؟؟؟ :@
مگه میتونی؟ نصفه شب میام سرتو میبرم من اعصاب ندارما یه روانی تیمارستانیم :@
میکشمت با چاقو میوه خوری تیکه تیکه ت میکنم بعد میندازمت تو باغچه ی خونه ی پسر دایی پسر عموی دختر دختر همسایه ی پوریا پورسرخ :@
د… قول میدی یا نه؟:@
اصن با شوکر میکشمتا :@
سوزنم میارم محکم میزنم سر انگشتات با مشت :@
بعد با برق ضربان قلبتو بالا پایین میکنم:@
اخرشم میندازمت تو دریا با یه وزنه ی ۱۰۰ کیلویی بری کف دریا جون بکنی :@
اه چقد فیلم میبینما دوستان منو بگیرید تشنج کردم :-)
.
.
.
.
.
.
.
.
رو پیشنهادم فک کن قرارمون فردا ساعت ۱۲ شب پشت مرده شور خونه :-D

Thumb up 48 Thumb down 7

زهرا می‌گه:

سلامــــــــــ
آقا میلاد ، داش گلم راست میگه وروجک بانو … ریه هات نابود میشه خو … شما که ۱۸ سالته سیگار میکشی بعد فکرشو کردی اگه نتونی ترک کنی و سر ریه هات چه بلایی میاد؟؟

Thumb up 13 Thumb down 1

sea می‌گه:

سیگار نکش دیگههههه نیگاه چند نفر سلامتیتو میخوان….حتی اگه شده یه خاطر ماها یه مدت سیگارتو ترک کن…لطفا
من کله خراااابمااااا گفته باشم..یه دفعه دیدی منم مثل وروجک بانو قاطی کردم
آفرین پسر گلم اگه بچه ی خوبی باشی برات یه شانسی میخرم…خخخخخخخخخخ

Thumb up 8 Thumb down 2

وروجک می‌گه:

اعتراف میکنم این پست یک پست حرام است!!!
.
.
.
.
.
چون دارم از وای فای همسایه استفاده میکنم :) )))

تازه شماهایی ک لایک میکنید هم تو حرامیه این پست شریکید

Thumb up 41 Thumb down 12

زهرا می‌گه:

ااااااااااااااااااااااااا پس پستت غصبیه … قبول نیس وروجک پستت باطله … باید دوباره بنویسی ……

Thumb up 14 Thumb down 0

وروجک بانو می‌گه:

عاغا یه دبیر ادبیات داریم خیلی باحاله هر وقت سر کلاس میاد یه عالمه درمورد زندگی کردن باهامون حرف میزنه اصلا درس نمیده
حالا امروز بهمون گفت دخترای خوبم تو جامعه گرگ زیاده…
منم که همیشه پارازیت میندازم سرکلاس یهو گفتم خب خانوم گرگا ما رو میخورن که ( طبق گفته ی خودش منظورم این بود که ما ببعی هستیم :-) ) یهو برگشته بهم میگه مگه گرگا آشغال خورن که بیان تورو بخورن؟
هیچی عاغا لال شدم دیگه ها لااااااااال…
من :-#
گرگا:-D
مدرسان شریف :-D
دبیرمون :-D
افق :-D
و باز هم من و افق…

Thumb up 76 Thumb down 3

sarvenaz می‌گه:

حلال دبیرت!!!!!!!!!
حال کردم تاتوباشی پارازیت نندازی

Thumb up 46 Thumb down 5

وروجک بانو می‌گه:

بابا من کلا تو ذاتمه پارازیت بندازم وگرنه دق میکنم سر کلاس
ولی عاغا من آشغالم؟:-(
نه خدایی آشغالم؟
نه راستشو بگو بگو
بگوووووو بگووووووو… :-)

Thumb up 37 Thumb down 4

نازنین می‌گه:

اعتراف میکنم اگه۹۸۷۶۵۴۳۲۱۰لایک بزنن برای پستات و۱دونه دیس لایک اونقدری که اون ۱دونه ناراحتت میکنه اون۹۸۷۶۵۴۳۲۱۰خوشحالت نمیکنه…شک نکنید

Thumb up 50 Thumb down 22

وروجک بانو می‌گه:

اعتراف میکنم بچه که بودم روزی صدبار با پسر خاله م میرفتیم مغازه ی سر کوچه آدامس میخریدیم تا خونه که میرسیدیم اینقد میجویدیمش تا آب دار میشد بعد یواشکی مینداختیمش رو بخاری جیلیز ویلیز میکرد پف میکرد منم یهو دوباره میذاشتمش تو دهنم در حالی که مزه ی زغال میداد بش میگفتم به به بذار دهنت مزه ی کباب میده… :-/
چمیدونم شاید اون موقع در فقر اقتصادی به سر میبردیم… :-)

Thumb up 67 Thumb down 3

وروجک بانو می‌گه:

سلامممممممممممممممم
x خیلی اعترافات باحاله دمت آب سردکن لااااااااایک ;-)
وروجک دلم واسه توام تنگیده بودا
خلاصه دلم برا همه تنگیده بود… :-)

Thumb up 25 Thumb down 2

وروجک می‌گه:

فدات گلم منم همینطور هرچی نباشه هم اسمه خودمی دیگه….

Thumb up 14 Thumb down 0

محمد می‌گه:

عاغا من تا همین چند ثانیه پیش فک میکردم وروجک پسره . ^__^

Thumb up 8 Thumb down 0

وروجک می‌گه:

چه جالب ….. بازم شکر خدا ک دخترم و شماهم از این ذهینیت دور شدید…
دوستای گلم اگه کسی دیگه ام این تفکر رو راجب من داشته من از اینجا دوباره اعلام میکنم که من یک دخترم ^_^ تمام

Thumb up 2 Thumb down 0

وروجک بانو می‌گه:

عاغا منم اون اول اولا فک میکردم پسری ولی این ذهنیت خیلی طول نکشید :-D
نقشه کشیده بودم شوورم بشی :-D
شوخیدم من ترشی نیستما :|

Thumb up 3 Thumb down 2

وروجک می‌گه:

نوه عموم ۱سالشه دو هفته پیش برای اولین بار ۸قدم متوالی بدون اینکه بخوره زمین راه رفته
مامان و باباش احساساتی شدن از خوشحالی چنان جیغ و دادی زدن که طفلکی شوکه شده دیگه سینه خیز هم نمیره
اونوقت من به مامانم میگم من راه رفتم تو چیکار کردی؟
میگه هیچی اولین کاری که کردم در کابینتارو با کش بستم!
تفاوت فک و فامیلارو می بینید؟

Thumb up 60 Thumb down 2

sarvenaz می‌گه:

.داشتم رانندگی میکردم یهو مامانم که بغل دستم بود جیغ زد…
من گفتم حتما الان یه تریلی میاد میزنه بهم تند فرمونو پیچوندم و ترمز کردم در همین حین جهاربار فاتحه خوندم.توبه هم کردم.اما خبری نشد.به مامانم گفتم چرا جیغ زدی؟
گفت نگاه چه آسمون قشنگه!!
من:’(
آسمون:-!
مخترع ماشین:-\
لایه ی اوزون:-$
مامانم:-

Thumb up 53 Thumb down 6

sama می‌گه:

جالب بود مرسی عجب درس خون بودیا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
منم اعتراف میکنم صبا همیشه صبونه میخوردم هرچقدرم دیر پامیشدم خواهرم بیچاره باعجله میرفت منم میشستم پای بساط صبونه حالا مگ پامیشدم؟؟؟؟؟؟؟

Thumb up 18 Thumb down 5

mina می‌گه:

khiliiiiiii khob bod haaaaaaal kardamaaaaaaaaaaaa

Thumb up 14 Thumb down 5

لیلا می‌گه:

اومده تو اتاق ،قابِ عکسِ رو دیوار و دیده میگه : وای داداشتــــــــــــه؟
میگم: آره
میگه : عکسشـــــــــــــه؟
میگم پـــَــ نَ پـــَـــ خودشه ، گذاشتمش رو دیوار با دمپایی کوبیدم رو صورتش،چسبیده به دیوار!

Thumb up 47 Thumb down 2

لیلا می‌گه:

شوهر چگونه موجودی است؟؟
شوهر فعلا موجود نیست!
بیخود دلتونو صابون نزنید
یه دونه پیرمرد ته انبار مونده..!!
فاکتور کنم؟؟

Thumb up 49 Thumb down 2

لیلا می‌گه:

ﭘﺴﺮﻩ ﺍﺳﻢ ﭘﺮﻭﻓﺎﯾﻠﺶ
Ali Ali Ali Ali Ali
ﺑﻬﺶ ﭘﯿﺎﻡ ﺩﺍﺩﻡ ﺩﺍﺩﺍﺵ ﺍﺳﻤﺖ ﺍﮐﻮ ﺩﺍﺭﻩ ﺍﯾﻨﻬﻤﻪ ﺷﺪﻩ !
ﮔﻔﺖ ﻥ ﺍﺳﻤﻢ ” ﭘﻨﺠﻌﻠﯽ ” ﮐﻨﺎﺭﻫﻢ ﭘﻨﺞ ﺗﺎ ﻋﻠﯽ ﻧﻮﺷﺘﻢ
ﻣﻤﻠﮑﺖ که ﻧﯿﺴﺖ به ﺟﺎﻥ ﺧﻮﺩﻡ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﻣﻐﺰﻫﺎﺳﺖ

Thumb up 49 Thumb down 4

سیامک خان می‌گه:

وروجک جون نیستی دیگه؟

Thumb up 0 Thumb down 0

همان استفراغ سابق می‌گه:

اعتراف میکنم
امرو تو دانشگاه من از یه دختره خییییییلی بدم میاد اون دختره هم همین طور کلا ما اگه بحث علمی سره کلاس بشه ما حرف هایه همه نقض میکنیم حالا امروز سره کلاس جامعه شناسی درباره یه نا هنجاری ها یه اجتماعی داشتیم بحث میکردیم بد یهو نمیدونم چی شد بحث فقط وفقط بین ه همین دختره که من ازش بدم میاد و من گور گرفت توری که همه بچه ساکت استاد ساکت داشتن به ما گوش میکردن بچه ها همه میدونن بین ما چه خبره همین طور داشتیم حرف میریم باهم که کم آورد برداشت گفت شما بحثتون از پایه مشکل داره و هیچی متوجه نمیشین منم حرصم گرفت برداشتم بهش گفت خانم فلانی من که میدونم شما برایه چی حرف هایه منو نقض میکنین گفت خب بگین برایه چی
منم جلو همه برداشتم بهش گفتم که چرا شم میخواین خودتونو به من مطرح کنین
آقا اینو میگی صورتش قرمز بچه ها هم داشتن میخندیدن هیچی دیگه من با حرکته خودم خیلی حال کردم ولی او بد بخت داش از خجالت میمرد
الانم تو رو خدا نگین بد بخت دختره چون متطمنم که برام نقشه یه بد تر ریخته

Thumb up 29 Thumb down 17

محمد می‌گه:

داداش من یه سوال برام پیش اومده چیو برداشتی بهش گفتی هی میگی برداشتم بهش گفتم
با بلند گو حرف میزنید عایا ؟؟؟

Thumb up 9 Thumb down 0

« دیدگاه های کهنه تر
ارسال نظر (نظرات ارسال شده: ۴,۵۸۸ دیدگاه)

تبلیغات
 

صفحات ویژه






پیامک پرطرفدار

پر طرفدارترین اس ام اس های سـه علی سـه


اس ام اس های سنگین و فاز بالا


بخش  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  11  


اس ام اس های کوبنده تیکه دار


بخش  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  11  12  


محبوب ترین مطالب
فروش ویژه ادکلن

فروش ساعت دیواری