در کانال ســه علی ســه عضو شوید
سلام دوستان گرامی ، خوشحالم که سه علی سه رو واسه بازدید انتخاب کردید ;) امیدوارم لحظات خوبی رو باهم داشته باشیم :)



خانه / دفتر شعر (صفحه ی 4)

دفتر شعر

اشعار اینجا پرنده بود – اینجا همیشه تیه – سهراب سپهری

دو شعر خواندنی از دفتر شعر ” ما هیچ ، ما نگاه ” سهراب سپهری

اشعار سهراب سپهری

soohraab

اینجاهمیشه تیه
ظهر بود
ابتدای خدا بود
ریگزار عفیف
گوش می کرد
حرفهای اساطیری ‌آب را می شنید
آب مثل نگاهی به ابعاد ادراک
لکلک
مثل یک اتفاق سفید
بر لب برکه بود
حجم مرغوب خود را
در تماشای تجرید می شست
چشم
وارد فرصت آب می شد
طعم پاک اشارت
روز ذوق نمکزار از یاد می رفت
باغ سبز تقرب
تا کجای کویر
صورت ناب یک خواب شیرین ؟
ای شبیه
مکث زیبا
درحریم علف های
قربت
در چه سمت تماشا
هیچ خوشرنگ
سایه خواهد زد
کی
انسان
مثل آواز ایثار
در کلام فضا کشف خواهد شد؟
ای شروع لطیف
جای الفاظ مجذوب خالی
ادامه ی مطلب رو دنبال کن …

اشعار زیبای فاضل نظری – شعرهای عاشقانه فاضل نظری

اشعار بسیار زیبا و خواندنی از فاضل نظری

فاضل نظری

fazel

آینه
گرچه چشمان تو جز در پی زیبایی نیست
دل بکن! آینه این قدر تماشایی نیست
حاصل خیره در آیینه شدن ها آیا
دو برابر شدن غصه تنهایی نیست؟!
.
بی سبب تا لب دریا مکشان قایق را
قایقت را بشکن! روح تو دریایی نیست
آه در آینه تنها کدرت خواهد کرد
آه! دیگر دمت ای دوست مسیحایی نیست
.
آنکه یک عمر به شوق تو در این کوچه نشست
حال وقتی به لب پنجره می آیی نیست
خواستم با غم عشقش بنویسم شعری
گفت: هر خواستنی عین توانایی نیست
.

ادامه ی مطلب رو دنبال کن …

اشعار اکنون هبوط رنگ – ای شور ای قدیم – سهراب سپهری

دو شعر زیبا از دفتر شعر ” ما هیچ ، ما نگاه ” سهراب سپهری

اشعار سهراب سپهری

soohraab

اکنون هبوط رنگ
سال میان دو پلک را
ثانیه هایی شبیه راز تولد
بدرقه کردند
کم کم در ارتفاع خیس ملاقات
صومعه نور
ساخته می شد
حادثه از جنس ترس بود
ترس
وارد ترکیب سنگ ها می شد
حنجره ای در ضخامت خنک باد
غربت یک دوست را
زمزمه می کرد
از سر باران
تاته پاییز
تجربه های کبوترانه روان بود
باران وقتی که ایستاد
منظره اوراق بود
وسعت مرطوب
از نفس افتاد
قوس قزح در دهان حوصله ما
آب شد

ادامه ی مطلب رو دنبال کن …

اشعار تنهای منظره – از آب ها به بعد – سهراب سپهری

شعرهای زیبا از دفتر شعر “ما هیچ ، ما نگاه” سهراب سپهری

اشعار سهراب سپهری

soohraab

از آب ها به بعد
روزی که دانش لب آب زندگی می کرد
انسان در تنبلی لطیف یک مرتع
با فلسفه های لاجوردی خوش بود
در سمت پرنده فکر می کرد
با نبض درخت او می زد
مغلوب شرایط شقایق بود
مفهوم درشت شط در قعر کلام او تلاطم داشت
انسان در متن عناصر می خوابید
نزدیک طلوع ترس بیدار می شد
اما گاهی آواز غریب رشد در مفصل ترد لذت می پیچید
زانوی عروج خاکی می شد
آن وقت انگشت تکامل
در هندسه دقیق اندوه تنها می ماند

ادامه ی مطلب رو دنبال کن …

اشعار فوق العاده و خواندنی از بانو سیمین بهبهانی

سه شعر بسیار زیبا از سیمین بهبهانی

اشعار سیمین بهبهانی

simin

یک بوسه بس است از لب سوزان تو ما را
تا آب کند این دل یخ بسته ی ما را
من سردم و سردم، تو شرر باش و بسوزان
من دردم و دردم ، تو دوا باش خدا را
از دیده برآنم همه را جز تو برانم
پاکیزه کنم پیش رُخت آینه ها را
گر دیر و اگر زود ، خوشا عشق که آمد
آمد که کند شاد و دهد شور فضا را
می خواهمت آن قَدْر که اندازه ندانم
پیش دو جهان عرضه توان کرد کجا را
(سیمین بهبهانی)

ادامه ی مطلب رو دنبال کن …

یک روزی که خوشحال تر بودم – شعری فوق العاده

شعری زیبا و خواندنی از مهدی اخوان ثالث

اشعار مهدی اخوان ثالث

akhavan

مهدی اخوان ثالث شاعر بزرگ کشورمان, شعری زیبا دارد که پر از امید است! در ادامه شعر زیبای مهدی اخوان ثالث را خواهید خواند.

ادامه ی مطلب رو دنبال کن …

بستن