سلام دوستان گرامی ، خوشحالم که سه علی سه رو واسه بازدید انتخاب کردید ;) امیدوارم لحظات خوبی رو باهم داشته باشیم :)






ست کیف و کفش نگاره
کيف بسيار جادار و سبک به همراه کفش راحت و زیبا
آمیخته ای از ظرافت و هنر ایرانی
کیف کج به همراه بند رو دوشی قابل تنظیم
کفش در سایز های 37 تا 40 (با قابليت انتخاب سايز)
قیمت کیف و کفش هردو فقط 49000 تومان
روش خرید 1 ↓
✔ برای خرید کد 00098924 را به شماره 10000309 پیامک کنید
روش خرید 2 ↓
✔ برای خرید اینترنتی اینجا رو بزنید
✔ برای مشاهده توضیحات و تصاویر بیشتر اینجا رو بزنید


گردنبند مرغ آمین طرح Golden
طرحی نوین از گردنبند مرغ آمین
ارایه شده در رنگ ثابت طلایی با جنس استیل
نمادی از عشق و محبت، مناسب با هر سلیقه ای
جذاب ترین هدیه برای کسی که دوستش دارید
قیمت : فقط 24000 تومان

روش خرید 1 ↓
✔ برای خرید کد 00098821 را به شماره 10000309 پیامک کنید
روش خرید 2 ↓
✔ برای خرید اینترنتی اینجا رو بزنید

✔ برای مشاهده توضیحات و تصاویر بیشتر اینجا رو بزنید
خانه / دکلمه / دکلمه شعر “زیبا” با صدای خسرو شکیبایی

دکلمه شعر “زیبا” با صدای خسرو شکیبایی

دکلمه ی شنیدنی و عاشقانه “زیبا” با صدای خسرو شکیبایی

دکلمه

zibaa

محمدرضا عبدالملکیان ماجرای دکلمه ی اشعارش توسط خسرو شکیبایی را چنین نقل می کند:
« پائیز بود، پائیز ۷۴، آن اتاقک کوچک ۲-۳ متری در پاگرد طبقه ی دوم خانه ی واقع در خیابان ۱۴ امیرآباد، دکتر بود، خسرو بود و من بودم، شب های بیداری تا آن سوی نیمه شب، تا یکی دو گام مانده به سپیده دمان و شاید تا خود سپیده دمان. حدود ۲ ماه و چند شب در هفته.
«مهربانی» باید متولد می شد. مرهمی بر زخم سال های جنگ و پس از جنگ. فکر اولیه از دکتر بود. دکتر دارینوش، انتخاب هم کرده بود، هم مرا ، هم خسرو را و متقاعد کرده بود هردو را.
شعرها را وسط گذاشته بودم، هرچه داشتم. دو هفته ای طول کشید. دکتر انتخاب کرده بود، همه ی انتخاب ها پسند من هم بود، جز یک شعر، که سال ها پیش سروده بودم و اینک به سبب مجموعه شرایط از هوایش فاصله گرفته بودم، نمی خواستم. اما دکتر اصرار داشت، این اصرار و انکار، به داوری خسرو رسید، در یکی از همان شب ها، در همان اتاقک پاگرد خانه ی خیابان ۱۴ امیر آباد، خسرو سر در سکوت، برای خودش خواند. سپس سر برداشت، با همان لبخند دلنشین، نگاهی به دکتر و نگاهی به من، این بار با صدای بلند خواند:
.
زیبا
زیبا هوای حوصله ابری است
چشمی از عشق ببخشایم
تا رود آفتاب بشوید
دلتنگی مرا
.
زیبا
هنوز عشق
در حول و حوش چشم تو می چرخد
از من مگیر چشم
دست مرا بگیر و کوچه های محبت را
با من بگرد
یادم بده چگونه بخوانم
تا عشق در تمامی دل ها معنا شود
یادم بده چگونه نگاهت کنم که تردی بالایت
در تندباد عشق نلرزد
.
زیبا آنگونه عاشقم که حرمت مجنون را
احساس می کنم
آنگونه عاشقم که نیستان را
یکجا هوای زمزمه دارم
آنگونه عاشقم که هر نفسم شعر است
.
زیبا
چشم تو شعر
چشم تو شاعر است
من دزد شعرهای چشم تو هستم
.
زیبا
کنار حوصله ام بنشین
بنشین مرا به شط غزل بنشان
بنشان مرا به منظره ی عشق
بنشان مرا به منظره ی باران
بنشان مرا به منظره ی رویش
من سبز می شوم
.
زیبا ستاره های کلامت را
در لحظه های ساکت عاشق
بر من ببار
بر من ببار تا که برویم بهاروار
چشم از تو بود و عشق
بچرخانم
بر حول این مدار
.
زیبا
زیبا تمام حرف دلم این است
من عشق را به نام تو آغاز کرده ام
در هر کجای عشق که هستی
آغاز کن مرا
.
.
شعر از محمدرضا عبدالملکیان


:: دانلود دکلمه با صدای خسرو شکیبایی ::

مطالب مرتبط را ببینید