سلام دوستان گرامی ، خوشحالم که سه علی سه رو واسه بازدید انتخاب کردید ;) امیدوارم لحظات خوبی رو باهم داشته باشیم :)




خانه / پیامک عید قربان / متن جدید تبریک عید قربان – تکست عید سعید قربان

متن جدید تبریک عید قربان – تکست عید سعید قربان

متن و دوبیتی های جدید تبریک عید سعید قربان

پیامک عید قربان

Eid Ghourban 91

عید قربان، جشن رهیدگی از اسارت نفس و شکوفایی ایمان و یقین
بر همه ابراهیمیان مبارک باد . . .
.
.
.
ﻋﯿﺪ ﻗﺮﺑﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﺍﯼ ﯾﺎﺭﺍﻥ ﮔﻞ ﺍﻓﺸﺎﻧﯽ ﮐﻨﯿﺪ
ﺩﺭ ﻣﻨﺎﯼ ﺩﻝ ﻭﻗﻮﻑ ﺍﺯ ﺣﺞ ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ ﮐﻨﯿﺪ
ﺗﺎ ﻧﯿﻔﺘﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﺟﺎﻥ ﺩﺭ ﭘﻨﺠﮥ ﮔﺮﮒ ﻫﻮﺍ
ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﻧﻔﺲ ﺭﺍ ﮔﯿﺮﯾﺪ ﻭ ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﮐﻨﯿﺪ . . .
عید قربان بر شما مبارک
.
.
.
عید قربان، پر شکوهترین ایثار و زیباترین جلوه ی تعبد در برابر خالق یکتا
بر شما مبارک
.
.
.
عید قربان زنده دارد یاد قربان‌گشتگان را
پاسداران و اسیران و به خون آغشتگان را
خیز و در این عیدقربان سوی قربانگاه رو کن
معنی بیت و حرم را در شهادت جست‌وجو کن
.
.
.
زندگی‌تان به زیبایی گلستان ابراهیم و پاکی چشمه زمزم
عید قربان بر شما مبارک باد . . .
.


.
.
در وصف تو ای گل مرا جانی هست / یادم آمد گذر از نفس نشانی هست
به وقت سرور و مستی ات، سالها / در عید سعید قربان شادمانی هست
عید قربان بر همگان میارک باد
.
.
.
مبارک باد عید قربان،
نماد بزرگ ترین جشن رهایى انسان از وسوسه هاى ابلیس.
.
.
.
دل سفر کن در منا و عید قربان را ببین
چشمه‌های نور و شور آن بیابان را ببین
گوسفند نفس را با تیغ تقوی سر ببر
پای تا سر جان شو و رخسار جانان را ببین
.
.
.
عید قربان
بالاترین نقطه اى است که اوج مقام بشر تعیین مى شود
و تا ابد، درجه ایمان با همان نقطه سنجیده مى گردد
.
.
.
بارالها
مقدر فرما آنچه ذبح می شود نفسانیت من باشد
به پای ربانیت تو
عید بر شما و خانواده محترمتان مبارک
.
.
.
عید قربان آمد و من هم شدم قربانیت
گرچه من دعوت ندارم آمدم مهمانیت
مفلسم آهی ندارم در بساطم ناگزیر
این دل صد پاره و چشمان تر ارزانیت . . .
.
.
.
عیدقربان ، جشن رهایی ازاسارت نفس وشکوفایی ایمان ویقین
عیدسرسپردگی و بندگی بر شما مبارک . . .
.
.
.
اتمام حجت کردم
طاقتم طاق شده
درد فراق وصل تو را می طلبد
این عید قربان ، قربان تو می شوم . . .
.
.
.
بندگی کن تاکه سلطانت کنند
تن رها کن تا همه جانت کنند
سر بنه در کف ، برو در کوى دوست
تا چو اسماعیل ، قربانت کنند
بگذر از فرزند و مال و جان خویش
تا خلیل الله دورانت کنند
عیدتون مبارک
.
.
.
خلیلا! عید قربانت مبارک
قبول امر و فرمانت مبارک
پذیرفتیم این قربانی ات را
پسندیدیم سرگردانی ات را
بر این ذبح عظیمت آفرین باد
شکوه عشق و تسلیمت چنین باد
خلیل الله … ای معنای توحید
کنون تیغت، گلوی نفس بُبرید
عید اثبات بندگی در امتحانات زندگی مبارک
.
.
.
عید قربان با نماز و عبادتش، با ذکر و دعایش
با قربانى و صدقات و احسانش
بسترى براى جارى ساختن مفهوم عبودیت و بندگى است . . .
.
.
.
ز اسماعیل جان تا نگذری مانند ابراهیم
به کعبه رفتنت تنها نماید شاد شیطان را
کسی کو روز قربان، غیر خود را می کند قربان
نفهمیده است هرگز معنی و مفهوم قربان را . . .
.
.
.
بگذر از فرزند و جان و مال خویش
تا خلیل اللّه ِ دورانت کنند
سَر بِنه بر کف، برو در کوی دوست
تا چو اسماعیل، قربانت کنند . . .
.
.
.
عید قربان ، مجراى فیض الهى و بهانه عنایت رحمانى به بندگان مومن و مسلم و مطیع است …
عیدتون مبارک
.
.
.
عید قربان، جلوه‌گاه تعبد و تسلیم ابراهیمیان حنیف است
و فصل قرب مسلمانان به خداوند در سایه عبودیت . . .
.
.
.
عید قربان، عید شرافت بنى آدم است و کرامت انسانى اش
جشن رها شدن از قید پدرانى است که جان فرزند خویش را نذر قربان گاه ها مى کردند . . .
.
.
.
خاک میسوخت در اندوه عطش با حسرت
نقش در سینه ی این خاک گلستان آمد
امر شد تا که به قربانی اسماعیلش
آن خلیلی که پذیرفته ز رحمان آمد
امتحان داد به خوبی بخدا ابراهیم
جای آن ذبح عظیمی که به قربان آمد
.
.
.
ای عزیزان به شما هدیه ز یـزدان آمد / عید فرخنده ی نورانی قربان آمد
حاجیان سعی شما شد به حقیقت مقبول / رحمت واسعه ی حضرت سبحان آمد . . .
.
.
.
خوشا «ذی‌الحجه» روز عید قربان / شروع داستان عشق و ایمان
خواهی که تو را کعبه کند استقبال / مایی و منی را به منا قربان کن . . .
.
.
.
عید قربان، یعنى فدا کردن همه «عزیزها»
در آستان «عزیزترین»، و گذشتن از همه وابستگى ها به عشق مهربان ترین . . .
.
.
.
عید قربان، عید ذبح میوه ی دل ابراهیم و ایثار سبز اسماعیل
عید بر آمدن انسانی نو از خویشتن خویش، عید رهیدگی از اسارت نفس
عید لبیک به دعوت حق بر شما مبارک . . .
.
.
.
آنگاه که ابراهیم، اسماعیل را به قربانگاه عشق برد
این ذات اقدس الهی بود که جلوه گر شد.
این عشق آموختنی است
عید سعید قربان مبارک . . .
.
.
.
عید قربان به حقیقت زخداوند کریم / آفتابی به شب ظلمت انسان آمد
جمله دلهاچو کویری ست پر از فصل عطش / بر کویـر دل ما نعمت باران آمد . . .
.
.
.
خوشا آنان که با حق آشنایند / مطیع محض فرمان خدایند
چو ابراهیم اسماعیل خود را / فدای امر الله می نمایند
.
.
.
نشانم ده صراط روشنم را / خودم را، باورم را، بودنم را
خداوندا من از نسل خلیلم / به قربانگاه می آرم «منم» را
قربان، عید سر سپردگی و بندگی مبارک
.
.
.
ای تو جان نوبهاران، خوش رسیدی، خوش رسیدی!
ای تو شور آبشاران، خوش رسیدی، خوش رسیدی!
آمدی چون ماه تازه، تیغ بر کف، خنده بر لب
آمدی ای عید قربان! خوش رسیدی، خوش رسیدی!
.
.
.
دل سفر کن در منا و عید قربان را ببین
چشمه‌های نور و شور آن بیابان را ببین
گوسفند نفس را با تیغ تقوی سر ببر
پای تا سر جان شو و رخسار جانان را ببین
.
.
.
عید قربان آمد و باز آ که قربانت شوم
همچو اسماعیل به فرمان خدا رامت شوم
حاجیان اندر دیار کعبه گشتند مهمان
میزبان من بیا تا من که مهمانت شم
عید قربان است و هر کی میدهد قربانی اش
آرزو دارم که قربانی قربانت شوم
.
.
.
برد ابراهیم اسماعیل قربانی کند
هدیه در راه خدا آن دلبر جانی کند
هستی او بود اسماعیل او اثبات کرد
بنده باید در ره حق هستی افشانی کند
.
.
.
ای منای معرفت دل هایتان
روی جانان شمع محفل هایتان
در هوالهو خویش را فانی کنید
عید قربان است قربانی کنید
.
.
.
عید قربان است ای یاران گل افشانی کنید
در منای دل وقوف از حج روحانی کنید
تا نیفتاده است جان در پنجۀ گرگ هوا
گوسفند نفس را گیرید و قربانی کنید
.
.
.
عید قربان آمد ای جانم به قربان تو باد
جان من ای همدم من برخی جان تو باد
عید قربان است و بهتر نیست زین عیدی مرا
در چنین عیدی دل و جانم به قربان تو باد
.
.
.
عید قربان آمده ای دوستان شادی کنید
یادی از پیغمبر توحید  و آزادی کنید
او که در راه خدا از مال و فرزندش گذشت
با تبر بت های جهل و خودپرستی را شکست
بنده ی پاک خدا و پیرو الله شد
نامش ابراهیم بود اما خلیل الله شد
.
.
.
ز اسماعیل جان تا نگذری مانند ابراهیم
به کعبه رفتنت تنها نماید شاد شیطان را
کسی کو روز قربان، غیر خود را می کند قربان
نفهمیده است هرگز معنی و مفهوم قربان را
.
.
.
بر پیکر عالم وجود جان آمد
صد شکر که امتحان به پایان آمد
از لطف خداوند خلیل الرحمن
یک عید بزرگ به نام قربان آمد
.
.
.
ای که نامت گشته ذکر هر دم جان و روانم
ای شفای درد پنهان، خوش رسیدی، خوش رسیدی!
آمدی چون ماه تازه، تیغ بر کف، خنده بر لب
آمدی ای عید قربان! خوش رسیدی، خوش رسیدی!
.
.
.
ای خلیل الله اسماعیل تو از آن ماست
تا قیامت زنده این سنت به صحرای مناست
غم مخور گر زنده برگردید اسماعیل تو
مقتل ذبح عظیم ما منای کربلاست
.
.
.
عید قربان است یـا عیـد عنایـات خداست
عید عشق و عیـد ایثار و مناجات و دعاست
ذات حق با میهمـانانش گرفتـه جشن عیـد
مرکـز ایـن جشـن نورانـی بیابـان منـاست
.
.
.
چرخ زدم چه ناگاه، نور شدم چه آسان
روح من از مدینه ست، خاک من ازخراسان
کیست برابر من ؟ آن سوی مشعر من
کشته ی آن نگاهم در شب عید قربان

مطالب مرتبط را ببینید