سلام دوستان گرامی ، خوشحالم که سه علی سه رو واسه بازدید انتخاب کردید ;) امیدوارم لحظات خوبی رو باهم داشته باشیم :)




خانه / پیامک غمگین و دلشکسته / جمله های طولانی واسه وقتایی که حوصله نداری

جمله های طولانی واسه وقتایی که حوصله نداری

جملات دپرس و حال خراب واسه وقتایی که حوصله نداری

پیامک غمگین

ghamnaak

تو ذهنت فکر کردی میشه همه چیزو با حرف تموم کرد؟!
فکر کردی خیلی چیزارو میشه با چاقو برید؟!
هه
اینا دلخوشی دادن ماهاست به خودمون
میشه عشق از بین برد؟!
نه هرگز …
عشق ساده نیست که همیشه بیاد و همیشه تو دلت بشینه
عشق اگه راست باشه همیشگیه
مثل عشق به خانواده
شاید بتونی جاش کسی بیاری
شاید بتونی الکی نشون بدی خوشحالی
شاید…
ولی خودت میدونی
ته دلت
هیچکی واست اون نمیشه
بعضی چیزا تموم شدنی نیستن
تکرار شدنی هم نیستن
ولی تو خودتو گول بزن
چون با اینا آروم میشی…
آقای سا
.


.
.
همیشه تو فڪر اینم که تورو من در آینده ڪجا میبینم؟
با چه حسی باتو روبه رو میشم خوبه حالم یا بازم غمگینم
بی تفاوت رد میشی یا این ڪه دست دلواپسم ُ می گیری؟
شاهین ابراهیمى نژاد
.
.
.
سایه به سایه وجودت
جایے حوالے این شهر شلوغ
آنجا که پر از فریادهای تنهایی من است
دنبالت میایم
بے آنکه بدانے …
باز هم در سرم خیال بازگشتنت
و باز هم تو و نیامدنت …
سهم من از تو فقط سرابے بود دست نیافتے !
قلب آبے
.
.
.
گفتم یه روزی که نه تو میدونی و من
همه تنهات میذارن اونوقت تو میمونی و من
حالا که گله داری کسی دوست نداشته
میگی هرکی که بوده تورو تنهات گذاشته
.
.
.
گاهی فکر میکنم
آن کسی که می گوید مرد ها نباید گریه کنند …
حتما قرار انتقامی داشته برای بغض های مانده گلوی آن ها …
ازاین پس میخاهم مرد هارا جدی بگیرم …
آن ها تنها موجوداتی هستند که تنهایشان را “فریاد” نمیزنند …
عارفه مرادی
.
.
.
بعضی وقتا تو زندگی یه اتفاقایی میوفته که دیگه هیچ وقت تکرارنمیشه
یه سری حس های خاص،
یه سری بودن نبودنا ،
یه سری خواستن نخواستن،
یه اتفاقایی که اگه همون لحظه پی گیرش نشی میگذره و شاید هم تموم بشه
پس چرا قدر آدما رو ندونیم..؟!
پس چرا سعی نکنیم باهاشون بهترین لحظه هارو بسازیم؟!
چرابزاریم غرور به احساس پیروزبشه؟!
این آدما خیلی حساس و مبهمن
تحمل هیچ شکستی رو ندارن
این آدما رو جدی بگیریم
ایناوقتی احساسشون فوران میکنه هیچی دیگه واسشون مهم نیست
ولی وای به روزی که کلا قید همه چی رو بزنن …!
و یهو محو بشن از زندگیتون “اون موقع هست که حسرت نبودنشون رو میخورید …
عارفه مرادی
.
.
.
موسیقی شب آرامشم را آشوب کرده است
نمیدانم!
درکجای این بازی روزگارم …
میگویندراه رفتنی را بایدرفت …
آرام ،آرام قدم برمیدارم …
جاده ای بی انتها راه درپیش گرفته ام مقصد را نمیدانم..!
فقط میدانم باید رفت
اینجا دیگرجایی برای من نیست…
عارفه مرادی
.
.
.
“چرا دل، تنگ می شود؟”
هیچ تناقضی در حرف هایم نیست
وقتی همزمان هم می گویم برو هم بیا
یا وقتی می گویم بله و بعد می گویم نه
چه کسی می تواند بفهمد:
“نیمی از من دوستت دارد
و نیمه ی دیگر رنج می برد”
ساده لوح بودم که فکر می کردم می توانم بگذرم
همیشه آن نیمه ی اول برنده می شود:
وقتی می گویم: “حق با توست”
دقیقا یعنی دوستت دارم
یعنی جز دوست داشتن ات چیزی برایم مهم نیست
بهنود فرازمند
.
.
.
فراموش کردن
کسی که دوستش داری
مثل بخاطر آوردن کسی است که هرگز او را ندیدی …
برتولت برشت
.
.
.
قدم میزنم
در پرسه هاى محور تاریکى شب…
شاید خدا هم قدمم شود
دست تنهایی نمیتوانم
بغض هاى پُر دردم  را
بغل کنم…
.
.
.
دلتنگم و این درد کمی نیست،
که پشت هیچ خط تلفنی
صدای تو نیست . . .
دلتنگم و این درد کمی نیست
که رو برمیگردانم و
جای تو خالیست . . .
.
.
.
همیشه رانندگی تو جاده یکطرفه راحت تره
ولی تو عشق فرق داره عشق تو جاده دو طرفه راحت تره
امان از دست عشق یکطرفه
.
.
.
خدایا آیا میشود عشقم را پناهم کنی؟
خدایا آیا میشود عشقم راتکیه گاهم کنی؟
خدایا از تنهایی خسته ام….
خدایا ازبی کسی خسته ام….
خدایا میشود دلش رابنامم کنی؟
خدایا میشود من رابنامش کنی؟
خدایا میشود باعشقم زیریه سقف پناهم کنی؟
.
.
.
گاهی دوست داشتن آدم ها درد دارد
دردش این است که کسی
حرف دلت را نمی فهمد…!
هوشنگ ابتهاج
.
.
.
دوستت دارم
مثل مورچه هایی که می دانی
پایه های خانه ات را
ویران می کنند
اما باز هم
برایشان نان می ریزی
محمدسجاد صادقی
.
.
.
امشب تمام حوصله ام را
در یک کلام کوچک
در «تو»
خلاصه کردم
ای کاش می شد
یک بار
تنها همین یک بار
تکرار می شدی!
تکرار…
قیصر امین پور
.
.
.
خوش به حالت غم که تنها نیستی
با  هزاران  سینه سازش می کنی
قلبهای خسته گان  را   یک به یک
غرق در دریای  خواهش می کنی
.
خوش به حالت غم دل عشاق را
سر پناه  و  راه  منزل  می شوی
می نشینی  در   شب   آزادگان
زیرکانه  شمع  محفل  می شوی
.
می سرایی از گذشته های دور
در هوای دیده باران می شوی
زندگی را می شناسی ، درد را
خلوت ما را تو مهمان می شوی
.
می خرامی  لا به لای  دفترم
شعر من را جنس باران می کنی
در هوای  کودکی  می پیچی و
سینه ام  پر عطر یاران می کنی
.
خوش به حالت غم دلت بارانی است
سجده بر خاک غریبان می کنی
مجلس آرای شب ما می شوی
ماه  را  سر در  گریبان  می کنی
.
می نوازی نغمه ای با تار خود
هرشب از عشقی حکایت می کنی
در دل شاعر چو خیمه می زنی
به هوای شعرش عادت می کنی
.
خوش به حالت غم پریشان می شوی
در میان  گیسوان   سرد   شب
هر نفس نام تو می آید  برون
از لبان خسته و پر  درد  شب
.
آسمان را خانهٔ خود کرده ای
می نشینی  بر  فراز  آسمان
خوش به حالت غم که پنهان می شوی
در  جدار  سینه های  عاشقان
.
قلب عاشق صادقانه دم به دم
چشم بر بخشایش تو دوخته
خوش به حالت غم پشیمان نیستی
زندگی  این  را  به تو آموخته
.
فریبا سعادت

مطالب مرتبط را ببینید