سلام دوستان گرامی ، خوشحالم که سه علی سه رو واسه بازدید انتخاب کردید ;) امیدوارم لحظات خوبی رو باهم داشته باشیم :)




خانه / پیامک خاص و جالب / دل نوشته های عمیق عاشقانه

دل نوشته های عمیق عاشقانه

پست های جدید و خاص عاشقانه به همراه تصاویر بینظیر

ورود به آرشیو پیامک عاشقانه

سلام به تک تک ِ دوستای عزیزم :idea:

بعضی وقتا اینقدر درگیر کارای روزمره هستیم که یادمون میره عاشقی کنیم !

این نوشته ها رو بخونید و لذّت ببریـــد :x

راستی برگشتم لاین ;) آی دی : ali.3ali3

با تشکر فراوان از پرسوناژ

n-per (9)

این شعر که روی دفترم کِز کرده
خاطره ای ست
که تو جا گذاشته ای
از سیاره ات نگاه کن
و جای خالی ات را لابه لای سطرهای روشنم ببین
بیا
کنارم بمان
و بدان این شعر
شعری
Selfie ست
آرمین یوسفی


.

.

.

.

n-per (1)

عیبی ندارد عادی رفتار کنی
به این شرط که
عادی “احساس” نکنی!
ریچارد باخ
.

.

.

.

n-per (2)

این همه “دوستت دارم” را
برای کدام روز مبادا کنار گذاشته ای
باور کن مردگان
بوی گل را استشمام نمیکنند
یوسف مهدوی فر
.

.

.

.

n-per (3)

با یاد تو
با فرض بودنت
اینهمه قهوه خورده ام
باز تو در فال دیگرانی!
فریال معین
.

.

.

.

n-per (4)

عاشقی تنها مختص به زن و مرد نیست و نخواهد بود …
می توان عاشقِ زندگی بود و زندگی کرد
می توان عاشقِ گلدان های کنارِ پنجره بود و لذت برد
می توان عاشقِ دست هایِ پینه بسته ی پدر بود و آن را بوسید
می توان عاشقِ صدایِ دلنوازِ موج هایِ دریا بود و آن را با عشق شنید
می توان عاشقِ نگاهِ همیشگی و لبخندِ خدا بود و امیدوار به بَخشِشش
عاشقی که تنها مختص به زن و مرد نیست …
بیایید از همین لحظه، هر که پرسید:
عاشقی یا نه؟
سرمان را بالا بگیریم
لبخندی بزنیم و بگوییم:
آری عاشِـــــــقـم
عاشقِ هرکسی و هرچیزی که امید و عشق را در من زنده کند …
حاتمه ابراهیم زاده
.

.

.

.

n-per (5)

از دوست به یادگار دردی دارم
کان درد به صد هزار درمان ندهم …
مولوی
.

.

.

.

n-per (6)

دستانم را می توانی ببندی
پاهایم را می توانی ببندی
دهانم را می توانی ببندی
اما ذهنم را هرگز!
یک روز
از ذهن من
از ذهن تو
از ذهن ما
هزاران پرستوی وحشی
به آسمان خواهد پرید
فیروزه کاوه
.

.

.

.

n-per (7)

بعضی از شادی ها را دیگران خراب کردند،
خیلی از خوشی ها را خودمان کوفت خودمان کردیم
زندگی است دیگر …
یک وقت هایی نوک پا نوک پا راه میروی که خیس نشوی،
یک زمانی هم همه ی دار و ندارت را به آب میزنی، دل به دریا میزنی …
هر چه هست داستان یک لحظه است، یک آن ، یک مهلت ، یک فرصت
اصلا یک “فرصت” را بگذاری که بگذرد؛ “این زمان” میشود ” آن زمان ” …
میشود بسان چای یخ کرده ی روی میز
که با عشق دم کرده بودی و یادت رفته، سرد شده، از دهان افتاده …
طعم تلخ و گس شده اش حالا با هیچ قند و شکلاتی به مذاق هیچ طبعی خوش نمی آید …
خورده نمیشود که نمی شود، باید بریزیش دور …
“فرصت” را که بگذاری بگذرد میشود مثل آبِ تنگِ ماهی که به وقتش عوض نشود
آنوقت دیگر آن ماهی هم ماهی نمی شود …
.

.

.

.

n-per (8)

لذت بردن را یادمان ﻧﺪﺍﺩﻧﺪ ..
از گرما می نالیم ، از سرما فرار می کنیم
در جمع، از شلوغی کلافه می شویم
و در خلوت، از تنهایی بغض می کنیم
تمام هفته منتظر رسیدن روز تعطیل هستیم
و آخر هفته هم بی حوصلگی تقصیر غروب جمعه است و بس!
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﺭﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯿﻤﺎﻥ ﺭﺍﺗﺸﮑﯿﻞ ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ:
ﻣﺪﺭﺳﻪ .. ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ .. ﮐﺎﺭ ..
ﺣﺘﯽ ﺩﺭﺳﻔﺮ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ ﻣﯽ ﺍﻧﺪﯾﺸﯿﻢ ﺑﺪﻭﻥ ﻟﺬﺕ ﺍﺯ ﻣﺴﯿﺮ!
ﻏﺎﻓﻞ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻫﻤﺎﻥ ﻟﺤﻈﺎﺗﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﯿﻢ ﺑﮕﺬﺭﻧﺪ …
.

.

.

.

n-per (10)

باید خودم را ببرم خانه
باید ببرم صورتش را بشویم
ببرم دراز بکشد
دلداری اش بدهم که فکر نکند
بگویم که می‌گذرد که غصه نخورد
باید خودم را ببرم بخوابد
من خسته است!
علیرضا روشن
.

.

.

.

n-per (11)

می‌خواهم خودم را بزنم
به آن راه
همان راهی که تو
همیشه از آن می‌رفتی
شاید دوباره همدیگر را دیدیم …
عاطفه ملایری
.

.

.

.

n-per (12)

سخت محتاج به گرمای پر و بال توام …

.

.

.

.

n-per (13)
ای کاش
آدم ها همانقدر که از ارتفاع میترسیدن …
کمی هم از پستی هراس داشتن !

مطالب مرتبط را ببینید