ســه عـلـی ســه

گردنبند بی نهایت

گردنبند بی نهایت یکی از جدیدترین و شیک ترین گردنبندهای عرضه شده در جهان می باشد. این گردنبند با رنگ فوق العاده زیبای طلایی همراه با یک زنجیر ظریف ارائه می شود. به کار بردن نگین های زیبا و درخشان در طراحی این گردنبند، زیبایی این محصول را دو چندان کرده است.
قیمت: 15000 تومان
توضیحات بیشتر
خرید پستی

بند کفش نورانـی نئـون

مناسب برای جشن ها و میهمانی ها، ورزش و پیاده روی شبانه ، مناسب بستن روی انواع کفشهای ورزشی و اسپرت،پوتین و کفشهای اسکیت ،قابلیت سه مدل نوردهی متفاوت؛تماما روشن،چشمک زن یک حالته و دو حالته ،بسیار زیبـا و چـشـم نواز ، ساخته شده از پلاستیک فوق العاده شفاف ،ضدآب و قابل شستـشو
قیمت: 14800 تومان
توضیحات بیشتر
خرید پستی
تبلیغات

دنبال کنید





موضوعات
آمار سایت
  • تعداد مطالب : 1504
  • تعداد نظرات : 102606
  • بازدید امروز : 42878
  • بازدید دیروز : 63234
  • کل بازدیدها : 38918744
  • افراد آنلاین : 110 نفر

فروشگاه

دستبند فوق العاده زیبای چرم ماه تولد
نماد ماه تولد شما به همراه نام تولد به خط میخی
بهترین هدیه به آنکه دوستش داریــــد

دستبند چرم ماه تولد یک دستبند جدید می باشد که برای اولین بار در ایران توسط فروشگاه ما عرضه شده است. جنس این دستبند 100% چرم خالص بوده و در یک سمت آن نماد ماه تولد حکاکی شده است و در سمت دیگر آن نام ماه تولد با خط زیبای میخی نوشته شده است. این دستبند به صورت فوق العاده شیک و اسپرت طراحی شده است و قابل ست کردن با انواع لباس ها برای آقایان و خانم ها می باشد.

توجه:
انتخاب ماه تولد در مرحله تکمیل فرم سفارش انجام خواهد گرفت.


» برای مشاهده توضیحات و تصاویر بیشتر این محصول اینجا را کلیک کنید ...


روش خرید : برای خرید پس از کلیک روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش ، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا محل کار تحویل بگیرید ، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست بپردازید.
قیمت : فقط 12800 تومان
با خرید نقدی 10 درصد تخفیف بگیرید

ست کامل طراحی ناخن سالن اکسپرس
بهترین هدیه به دختر خانم های خوش سلیقه
دارای شابلن و طرح های متفاوت و جذاب

دستگاه طراحی ناخن سالن اکسپرس به شما این امکان را میدهد تا بینهایت طرح و فرنچ ناخن را بر روی هر نوع و شکل ناخن در کمتر از یک دقیقه با کمترین هزینه مواد مصرفی طراحی کنید.

ویژگی های طراحی ناخن سالن اکسپرس Salon Express :
- دارای 5 شابلن در 34 طرح متفاوت
- دارای مهر مخصوص
- دارای کارتک و صفحه مخصوص قرارگیری شابلن ها


» برای مشاهده توضیحات و تصاویر بیشتر این محصول اینجا را کلیک کنید ...


روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست بپردازید. 

قیمت: فقط 19800 تومان 

با خرید نقدی 10 درصد تخفیف بگیرید


هندز فری تغییر صدای موبایل

تبدیل صدای مرد به زن و بالعکس هنگام صحبت با موبایل
قابل استفاده برای گوشی های نوکیا،سونی اریکسون،ال جی،سامسونگ و  ...

اين هندزفری با تغيير صدای پسر به دختر و بالعکس،در هنگام برقراری ارتباط تلفنی لحظات شادی را برای شما به ارمغان می آورد. این هندزفری علاوه بر اینکه قابلیت تغییر صدا را دارد به شما این امکان را می دهد تا در صورت تمايل از آن به عنوان يک هندزفری معمولی استفاده كنيد.

از امكانات جالب این هندزفری می توان به موارد زير اشاره كرد :
1- قابل اتصال به تمام گوشی های نوكيا و سونی اریکسون
2- قابل اتصال به گوشی های سامسونگ و ال جی
3- قابل اتصال به خط تلفن (خط ثابت)
4- قابل اتصال به كامپيوتر
5- در صورت تمايل می توانيد بصورت يک هندزفری معمولی از آن استفاده كنيد.

توجه: لطفا در هنگام سفارش مدل سوکت گوشی خود را در قسمت پیغام ذکر نمایید.

» برای مشاهده توضیحات و تصاویر بیشتر این محصول اینجا را کلیک کنید ...


روش خرید : برای خرید پس از کلیک روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش ، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا محل کار تحویل بگیرید ، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست بپردازید.
قیمت : 19800 تومان
با خرید نقدی 10 درصد تخفیف بگیرید

ارتباط

اعتراف کنید

اعتـــــــرافـــــــــــ کـــــــنـــــــیــــــد

http://s2.picofile.com/file/7326731070/emoticon_cartoon_022.gif

سلام به همه ی بازدیدکنندگان سه علی سه

امروز به یه مطلب جالب برخوردم که گفتم واسه شما هم بذارمش

چندتا اعتراف باحال و خنده دار (آخرشه)

من که از خوندنش خیلی حال کردم و کلی خندیدم

شما هم اعتراف خودتون رو در قسمت ادامه مطلب و نظرات بنویسید

فکر کنم هممون کلی اعتراف خنده دار داشته باشیم

همین الان به ادامه مطلب بروید و اعترافات رو بخونید

شما هم اعتـــــــرافـــــــــــ کـــــــنـــــــیــــــد

اعتراف میکنم بچه که بودم یه بار با آجر زدم تو سر یکی از بچه های اقوام , تا ببینم دور سرش از اون ستاره ها و پرنده ها می چرخه یا نه!!!!!
تازه هی چند بارم پشت سر هم این کار و کردم , چون هر چی می زدم اتفاقی نمی افتاد!!!!
.
.
.
اعتراف می کنم یه بار پسر همسایه چهارسالمونو با باباش تو خیابون دیدم گفتم سلام نوید چطوری؟
دیدم بچهه تحویلم نگرفت باباهه خندید
اومدم خونه به مامانم گفتم نوید ماشالا چقد بزرگ شده!
مامان گفت نوید کیه؟
گفتم: پسر آقای …
گفت اون اسمش پارساست اسم باباش نویده
.
.
.
چند روز پیش دختر خالم گوشیشو خونمون جا گذاشته بود … بهش اس ام اس(!) زدم گوشیتو جا گذاشتی!!!!!!!
.
.
.
چند وقت پیش تو حیاط خونه سیگار میکشیدم که صدای باز شدن در حیاط اومد منم حول شدم سیگارو روی گوشیم خاموش کردم (!!) و بدترش اینکه بلافاصله گوشیو پرت کردم تو باغچه و سیگار خاموش موند تو دستم
.
.
.
اعتراف میکنم دوران راهنمایی روز معلم همه تخم مرغ آورده بودن که توش پر گل بود منم یه تخم مرغ خام آورده بودم که بزنم بخندیم! معلم اومد داخل همه سرو صدا کردن و شادی کردن تخم مرغارو میزدن به تخته منم این وسط تخم مرغو زدم به تخته ! ترکید رو تخته پاشید همه جا ، رو لباس معلمم ریخت ! سریع گفت کی بود ؟!!؟ هیچکی هیچی نگفت با این که میدونستن کار منه خلاصه از ته کلاس ۴ – ۵ نفر شلوغو آورد بیرون  زدشون ولی نگفتن کار من بود ! چون شاگرد زرنگیم بودم معلمه شک نمیکرد بهم !
وقتی از کلاس اومدیم بیرون تا دو کیلومتر به صورت چهار نعل فرار کردم آخرم سر کوچه گرفتن زدنم !
.
.
.
اعتراف می کنم معلم دوم دبستانم می گفت املا ها رو خودتون بنویسید که من با دوربین مخفیا می بینم کی به حرفام گوش می ده …ازون روز کار من شده بود گشتن سوراخ سمبه های خونه و سوال های مشکوک از مامان بابام:امروز کی اومد؟ کی رفت؟ به کودوم وسیله ها دست زد؟
بیشترم به دریچه کولر شک داشتم
.
.
.
اعتراف می‌کنم سر فینال جام جهانی‌ تا لحظه‌ای که اسپانیا گل زد فکر می‌کردم اسپانیا نارنجیه، هلند آبی‌، گل هم که زد کلی‌ لعنت فرستادم به هلند، بعد گل رو صفحه نوشت اسپانیا ۱ – هلند ۰ ، تازه فهمیدم کل بازی داشتم اشتباه فحش میدادم
.
.
.
اعتراف می کنم وقتی داداشم دو ماهش بود خندون رفتم تو آشپزخونه، مامانم گفت نارنگیتو خوردی؟ گفتم آره، تازه به آرشم دادم!
بیچاره مامانم بدو بدو رفت نارنگی رو از حلقش کشید بیرون!
.
.
.
یه بار با بچه ها بودیم یکی از دوستام رو بعد از مدت ها دیدم ، کلی ریش گذاشته بود
:D با خنده بهش گفتم : علی این ** بازیا چیه ؟
گفت پدرم فوت کرده
:l گفتم تسلیت میگم
.
.
.
اعتراف می کنم کلاس اول دبستان بودم تحت تاثیر این حرفا که نباید به غریبه آدرس خونتون رو بدید، روز اول به راننده سرویس آدرس اشتباهی دادم و از یه مسیری الکی تا خونه پیاده رفتم و تازه فرداش موقعی که سرویس دنبالم نیومد تازه شاهکارم معلوم شد برای خانواده
.
.
.
اعتراف میکنم چند ماه پیش تو شرکت بودم سر کارام یوهو مدیر عامل از تو اتاق خودش گفت: امیــــــــــــــــــر جووون…بلند گفتم جانم؟ گفت خیلی میخوامـــت….گفتم منم همینطور….گفت پیش ما نمیای؟؟؟؟ گفتم چرا..حتماً..از پشت میزم بلند شدم برم تو اتاقش..به در اتاقش که رسیدم دیدم داره تلفن حرف میزنه با امیر دوستش و من از شدت ضایگی دیوارو گاز گرفتم

.

همین الان در قسمت نظرات اعتراف کن…زووود…می خوایم بخندیم !!

مطالب مرتبط را ببینید




نظر شما دوست عزیزم در مورد این مطلب چیه ؟

در قسمت نظرات (پایین صفحه) نظر خودتون رو بنویسید.

اگر انتقاد یا پیشنهاد و نقطه نظری هم دارید خوشحال میشم بدونم. با تشکر


نویسنده: علی حسینی
تاریخ: ۱۳۹۰/۱۲/۲۲
بازدید: 243091
۴,۶۰۲ دیدگاه

فروشگاه

ساعت WALAR طرح کریستیانا
ساعتی فوق العاده جذاب و زیبا برای نسل جوان
 ساعت WALAR طرح کریستینا (cristina)
براي اولين بار در ايران همراه با بسته بندی شيک و زيبا
آيا به دنبال ساعت خاص و منحصر به فرد هستيد ؟
طراحی این ساعت از پرطرفدارترین ساعت های سال 2014 می باشد
 و مدل اورجینال آن چند میلیون تومان ارزش دارد
این ساعت را باید از نزدیک ببینید
با این ساعت مچی ، جذابیت خود را  چندین برابر کنید ...

 برای مشاهده توضیحات و تصاویر بیشتر این محصول اینجا را کلیک کنید ...


روش خرید : برای خرید پس از کلیک روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش ، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا محل کار تحویل بگیرید ، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست بپردازید.
قیمت : فقط 22000 تومان

فروش ویژه انگشتر متولدین ماه های مختلف سال
بهترین و متفاوت ترین هدیه به عزیزانتان
( پرداخت پول پس از دریافت محصول در درب منزل )
قیمت : 6500 تومان
روی عکس ماه مورد نظر خود کلیک کنید

انگشتر متولدین فروردین ماه  انگشتر متولدین اردیبهشت ماه  انگشتر متولدین خرداد ماه  انگشتر متولدین تیر ماه  انگشتر متولدین مرداد ماه  انگشتر متولدین شهریور ماه
   فروردین       اردیبهشت           خرداد              تیر ماه            مرداد              شهریور


انگشتر متولدین مهر ماه  انگشتر متولدین آبان ماه  انگشتر متولدین آذر ماه  انگشتر متولدین دی ماه  انگشتر متولدین بهمن ماه  انگشتر متولدین اسفند ماه
        مهر                 آبان                 آذر                   دی                بهمن              اسفند
باشگاه پرواز....فاطمه13 می‌گه:

داشتم کارتون فوتبالیست هارومیدیدم سوباسا تودلش میگه باید بازی روبریم میزوگی ازبین تماشاگرامیگه درسته سوبا من دیگه حرفی ندارم…..

Thumb up 5 Thumb down 2

یاسمین می‌گه:

دوستان همین الان یه خبر به دستم رسید گفتم بیام اینجا اعترافش کنم!!!
خبر دادن که دختر یکی از فامیلامون گفته یکی از شرایطی که همسر آیندم باید داشته باشه اینه که مرجع تقلیدش حتما باید آیت ا… سیستانی باشه!!! و دومیشم اینکه کچل نباشه، سومیش اینکه حداقل لیسانس داشته باشه! چهارمیشم اینکه نمازشو مسجد بخونه!!! و بقیه شرایط که بیخیال…
حالا من نمیگم این شرطایی که گفته بده ولی آخه چه ربطی داره که مرجع تقلیدش کی باشه؟؟!!
اصن از وقتی شنیدم هی میرم تو فکر!!!! خیلی دوس دارم ازش بپرسم آیا مرجع تقلید انقد تاثیر گذاره؟ ولی حیف که نمیشه!

Thumb up 11 Thumb down 0

نسرین می‌گه:

اعتراف میکنم مغزم به اون درجه ای از عرفان رسیده که وقتی برای گوشیم پیامک میاد بدون اینکه باز ش کنم میگم همرا ه اوله

Thumb up 6 Thumb down 1

یاسمین می‌گه:

دیروز پسرخالم تو جمع یه اعتراف بزرگ کرد اونم اینکه تو این ۴ سالی که رفته دانشگاه تا حالا یه بارم با خودش کیف نبرده! همیشه فقط با یه خودکار میرفته دانشگاه!!!!
حالا من میرم دانشگاه وزن کیفم ۲بابر وزن خودمه!!

Thumb up 9 Thumb down 0

یاسمین می‌گه:

اعتراف میکنم قدیما که بچه بودم شبا وسط اتاق میخوابیدم، از بس بد خواب بودم صبح دمه در پیدام میکردن!!!!

Thumb up 9 Thumb down 0

diba می‌گه:

من اعتراف میکنم که تاحالا هر چی به داییم گفتم از ته دل بوده هر چیز بد یا خوب

Thumb up 4 Thumb down 6

یاسمین می‌گه:

همیشه جمعه ها همه فامیل خونه پدربزرگم جمع میشیم. یه روز دلم گرفته بود و خیلی ناراحت بودم،کنار حوض نشسته بودم که یهو دخترا و پسرا همه اومدن تو حیاط!!!! پسرخالمم اومد کنارم لبه حوض نشست!!! همینجور تو حال خودم بودم که یهو این دیوونه یه پارچ آب روم خالی کرد.خیسه خیس شدم!
اون لحظه داشتم منفجر میشدم هرچی دنبالش کردم که خیس کنم، نتونستم! بعداز ظهر که شد نشسته بود لبه حوض داشت با داییم میحرفید منم یواشکی رفتم پشت سرش تالاپی هولش دادم تو حوض!! وای نمیدونید چه حالی داد اصن کیف کردم!!!! حس پیروزی داشتم.
فقط مامانم دعوام کرد!! و همین موش آب کشیده برام خطو نشون کشید!!!!

Thumb up 21 Thumb down 1

یاسمین می‌گه:

اعتراف میکنم بچه که بودم وقتی میبردنم پارک، چنان مظلومانه به میله کنار تاب می چسبیدم و اونقدر ملتمسانه به اونیکه سوار تابه نگاه میکردم که مثلا دلش بسوزه و پیاده بشه تا من بتونم سوار بشم بعد خودم که سوار میشدم دیگه عمرا پیاده نمیشدم!!!!

Thumb up 15 Thumb down 1

مارال$ می‌گه:

امروز سوار ماشین شدم،دست کردم توی کیفم دیدم کیف پولم نیست،هیچی دیگه چون قبلش سواراتوبوس بودم فکرکردم کیف پولم دزدیدند،واقعا مطمین بودم کیفم دزدیدند،به راننده گفتم آقا نگه دار کیفم نیست،پیاده شدم،نمیدونستم چکار کنم…
باکارت اتوبوس برگشتم،خیلی ناراحت بودم،چون میخواستم خرید کنم ولی..
آخرش دیدم کیف پول محترم افتادن کنار مبل…

Thumb up 3 Thumb down 4

ابی رئالی می‌گه:

این اعتراف بین خودمون بمونه وقتی استادمون میگه امتحان دارین نمی دونم چرا سرم -قلبم-شکمم-عضلاتم -گردنم-پام-دستم وحتی دندونم دردمیگیره

Thumb up 7 Thumb down 4

یاسمین می‌گه:

ما یه استاد داریم کوفتی نمره های امتحانو بلند سر کلاس میخونه. اونموقس که من سرم -قلبم-شکمم-عضلاتم -گردنم-پام-دستم و دندونم و حتی ناخنام دردمیگیره!

Thumb up 11 Thumb down 0

ابی رئالی می‌گه:

پس مادوتا همدردیم مگه نه یاسمین

Thumb up 2 Thumb down 1

یاسمین می‌گه:

آره دیگه باهم همدردیم!
امان از دست این استادا!!!

Thumb up 3 Thumb down 0

ابی پرسپولیسی می‌گه:

واقعا امان ازدست استادها

Thumb up 0 Thumb down 1

baran77 می‌گه:

چرا برای شما اینقدر اتفاقای جالب و خنده دار می افته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ولی واسه من نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مگه شما از کجا اومدین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟من مال کجام؟ نمیدونم.کاش یه بخشی به اسم ((اتفاق های تلخ زندگی))داشتیم،اونوقت تمام اون صفحه پر بود از اسم من……………

Thumb up 9 Thumb down 4

نگین می‌گه:

بعله…
ب نام خدا نگین هستم از سیاره مریخ…البته هم اکنون در زحل ساکن میباشم^_^
خخخ اجی ما هم از همین آب و خاکیم دیگ چ فرقی داره شما هم مطمئننا ی سوتی هایی دادی فقط ی خورده فک کن خواهر…^_^

Thumb up 7 Thumb down 3

ناشناس می‌گه:

بابا ماروگریه اوردی

Thumb up 5 Thumb down 5

یاسمین می‌گه:

باران جون مطمئن باش برای توام اتفاقای شیرینو جالب زیاد میوفته فقط حواست بهشون نیس….
اتفاقای تلخ زندگی رو منم دارم ولی بهشون فک نمیکنم و زود فراموش میکنم!!
“خوشحال باش و لبخند بزن”

Thumb up 12 Thumb down 1

ابی پرسپولیسی می‌گه:

باهات موافقم

Thumb up 0 Thumb down 0

نگین می‌گه:

اعتراف میکنم ی نفر تو فامیلمون هس ینی روی مغز بنده مسابقه دو با مانع راه میندازه^_^
.
.
.
.
.
هیچی دیگه خاسم عمق فاجعرو بهتون بگم^_^

Thumb up 10 Thumb down 2

نفس.m می‌گه:

مامانم بهم زنگ زده
من : جانم؟
مامانم : جانم نیست منم

Thumb up 15 Thumb down 4

متین خانوم می‌گه:

امروز صبح زود بیدار شدم، هر کاری کردم خوابم نبرد. تلویزیونو روشن کردم دیدم VOA داره بازی ایران، آمریکا رو زنده پخش میکنه. عاغا سالن پر از ایرانی. تشویق میکردن، آواز میخوندن، میرقصیدن، اصن یه وضعی! فک کنم لیگ جهانی سال دیگه که با آمریکا هم گروهیم، شبکه سه صحنه آهسته کم بیاره، به جاش پیام بازرگانی پخش کنه!

Thumb up 14 Thumb down 3

ندا می‌گه:

در نهایت خجالت این اعترافو میکنم میدونم این جور ضایع شدن واس شما هم اتفاق افتاده یبار با خونواده رفته بودیم رستوران موقع برگشتن دمه رستوران من مثله این آدمایه از خود راضی جلو بقیه میومدم تا که رسیدیم به پله ها نشمردم ولی ۱۵ به بالا بود عاغا با اون کفشایه پاشنه دار ور پریدم پله اولی پام سر خورد تا اخرین اخرین پله با سر شیرجه رفتم برم خداروشکر کنم جز خونوادم کسی ندید منو خودتون دیه تصور کنین داغون شدنم به کنار این که یه هفته خونوادم بهم تیکه مینداختنو نتونستم تا الان هیش جایه دلم جا کنم

Thumb up 14 Thumb down 4

ندا می‌گه:

اعتراف میکنم وقتی بچه بودیم با داداشم هر شب سره این که کی بغله مامانم بخوابه جنگ و جدال داشتیم مامانم هم یه پیشنهاد داد گفت نوبتی کنیم هر شب یکیمون من از اونجایی که خیلی زرنگ و خودخواه بودم (هنوز استعدادام شکوفا نشده )خخخخخ شبایی که نوبتم نبود و مجبور بودم تو اتاقه خودم بخوابم منتظر میموندم داداشم خوابش ببره تو بغله مامانم بعدش میرفتم پیشه مامانم داداشمو ور میداشتیم میبردیم تو اتاق بعد من با خیالی آسوده بغل مامانی میخوابیدم مامانم هم نهایت همکاری رو میکرد صبح که بیدار میشدیم دو نفر از دستم شاکی بودن ۱-داداشم ۲-پدرمD:

Thumb up 13 Thumb down 6

مارال$ می‌گه:

اعتراف میکنم برای بچه های کوچک فامیل ک سروصداواذیت میکنند داستان های ترسناک و هیولایی تعریف میکنم تا ادب بشوند

Thumb up 17 Thumb down 7

مارال$ می‌گه:

چندروز پیش با دوستم داشتیم قدم میزدیم،یک دخترناز مامانی و خوشمزه خیلی کوچولو بغل باباش بود ماازپشت سرشروع کردیم ب شکلک درآوردن و شیطونی کردن،نگو مامان بچه پشت سرمابود…
انقدرضایع شدیم…

Thumb up 16 Thumb down 6

مارال$ می‌گه:

اعتراف
لباس های سفیدورنگی داخل ماشین لباسشویی باهم ریختم،لباس سفیدشده بود نارنجی،بقیه هم هرکدام یک رنگی بود…
تنوعی از رنگها..دیگه خلاقیت ازاین بیشتر…
آخرسرهم گفتم خرابکاری بابام بوده نه من..

Thumb up 15 Thumb down 6

مهلا80 می‌گه:

اعتراف میکنم بچه ک بودم هیچ کس جزمامانم نمیفهمیدمن چی میگم اخه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟مامانم میگه با بابات کلاس خصوصی ۳ساعته میزاشتم روزای جمعه بعداز۳جلسه بازم نمیفهمیدتوچیمیگی مثلامیخواستی بگی کفشاموبده میگفتی تهتایه ملو صده.

Thumb up 24 Thumb down 6

الا می‌گه:

اعتراف میکنم خونه ی دوستم بودم.بعد ی نفر اومد خونشون گفت میخوام این گوشتا رو تیکه تیکه کنم!
منم ب دوستم گفتم خخخ این همه گوشتو میخواد کوفت کنه؟
گفت اومده واسه ما تیکه تیکه ش کنه!خخخخ
هیچی دیگه منهدم شدم

Thumb up 14 Thumb down 8

الا می‌گه:

اعتراف میکنم ی بار با دوستام رفتیم کافی نت تا واسمون خوده سیستم عامل اندروید و نصب کنه!خخخخ
بعد فهمیدیم نصب نمیشه ک خخخ

Thumb up 11 Thumb down 10

نفس.m می‌گه:

مادره خطاب به پسرش: نیوتن رو میشناسی ؟
پسره :نه کی هست؟
مادره : اگه به درسات بیشتر توجه میکردی میشناختیش !
پسره: خیلی خوب ، پارمیدا رو میشناسی ؟
مادر : نه !!!
پسره : اگه به شوهرت بیشتر توجه میکردی میشناختیش

Thumb up 18 Thumb down 6

نفس.m می‌گه:

من دیگه کم کم دارم به دختر بودنم شک می کنم، آخه هیچ حسی نسبت به علیرضاحقیقی و احسان علیخانی و …. ندارم. شاید واسه خودم مردی شدم و خبر ندارم. صبر کنین برم ببینم می تونم کولرو خاموش کنم؟

Thumb up 22 Thumb down 5

متین خانوم می‌گه:

منم به این دو نفر حسی ندارم. تازه از جاستینو انریکه و بقیه اونایی که خیلی از طرفداراشون دخترن خوشم نمیاد! خیلیا بهم گفتن اخلاقت پسرونه اس. ولی هنوز نمیدونم این خوبه یا بد!

Thumb up 9 Thumb down 5

roya می‌گه:

khaharan gerami manam begamonam mesle shoma basham vali khob aslan narahat nistam felannnnnn

Thumb up 1 Thumb down 3

m@suMe می‌گه:

نظری نداشتم فقط خواستم بگم حال کردی تو در تو شد؟
حالا یکی بمن جواب بده بشه ۵ تا…خخخخخخخخ…
باور کنین روانی نیستم از عوارض بیکاریه…

Thumb up 0 Thumb down 0

نفس.m می‌گه:

یه زمانی شاکی بودیم سوسکا وارد خونه زندگیمون شدن و نظم خونرو ریختن بهم
حالا برعکس شده انگاری ما وارد خونه زندگیشون شدیم و رابطه خانوادگیشونو مختل کردیم
والا…
اصن یه وضیههههههههههههه

Thumb up 16 Thumb down 3

یاسمین می‌گه:

امروز کل فامیل بسیج شدن که برا پسرخالم برن خواستگاری!! اول تصمیم گرفتن دختره رو ببینن.. این خانمم توی تزریقات کار میکنه پس تصمیم بر این شد که برن محل کارش ببیننش!! برا این کار باید یه نفر حاضر میشد که آمپولش بزنن!!! حالا بعد از کلی حرف همه گفتن که بهتره یاسمین یه آمپول تقویتی بزنه که جون بگیره!!!! دیوار کوتاه تر از من نبود! مام هرچی گفتیم نه اصن انگار هیچکی نمیشنید! خلاصه آخرش مارو بردن تزریقاتی! حالا که رفتیم و من آمپولو زدم خالم متوجه شد که امروز شیفت عروس خانم نیس!!! آخ اون لحظه میخواستم از عصبانیت منفجر بشم…
فقط من این وسط نفله شدم..

Thumb up 50 Thumb down 1

مهلا80 می‌گه:

برای اولین بارتوعروسی دخترخالم پاشنه ۷ سانتی پوشیدم اون قسمتی ک مانشته بودیم سر نبودولی اون قسمتی ک میرقصیدیم سربود واااای بعدازیه ربع رفتم برقصم همین ک رفتم برقصم پیش خدمت با ابمیوه های طبیعی خوش طعم اومدبهم تعارف کردمن درجا سرخوردم افتادم روابمیوه هابعد همش ریخت روزمین منم افتادم زمین بعد خالم (مادرعروس)گفت انقدرخوردی تسلط نداری خب کمتر بخور ابرومو جلوی فامیلابردی

Thumb up 26 Thumb down 7

مهلاجون می‌گه:

اعتراف میکنم برای اولین بارتوعروسی پاشنه ۷ سانتی پوشیدم بعد اون قسمتی ک ما نشته بودیم سر نبود ولی اون قسمتی ک برای رقص بود انقدر سربود ک انگار داشتی رو یخ راه میرفتی منم تسلط نداشتم….. گلاب بروتون بعداز یه ربع رفتم برقصم وااای همین که رفتم پام سر خورد افتادم رو پیش خدمت تالار اون ابمیوه های تو دستش همش ریخت رو لباس عروس نصفش رو زمین…..من خوردم زمین پاشنم ازجا کنده شد کلاس اول راهنمایی بودم وقتی کف سالن رو میدی انگار یکی بالا اورده بود همه ابمیوه ها باهم قاطی شده بود خالم فکر کرده بود من بالا اوردم به همه گفته بود انقدر خوردهبالا خورده خب کمتر میخوردی

Thumb up 15 Thumb down 10

الهامم می‌گه:

آقا داشتیم ناهار میخوردیم سر سفره بودیم،منو مامانمو داداشم و بچه آبجیمم ک ۴ سالشه اونور داشت بازی میکرد.یهو داداشم سر شوخی و باز کردو ما هم بعدش شروع کردیم همدیگه رو به شوخی زدن و خلاصه منم ک دست ب جیغم خوبه شروع کردم جیغ جیغ کردن ک بچه آبجیمو دیدم از اونور داره بدو بدو میاد و در حال داد زدنه ک خاله منو نکن خاله منو نکن حححححححح آقامن باز داشتم خودمو کنترل میکردم ولی مامانم ولکن نبود میخندید میگفت خاله منو نکن خخخخخخخخخخخخخ

Thumb up 16 Thumb down 6

baran می‌گه:

اعتراف میکنم……..
رفته بودیم خونه مامان بزرگم بعد فقط دختر و پسر بودیم………..
داشتیم شام میخوردیم اب نیاورده بودیم…….
بعد پسر عمه مم داشت بادست غذا میخورد .اون یکی هم تند تند ماست میخورد…..
ئختر عمه مم داشت با غذاش بازی میکرد!
من به اونی که داره با دست غذا میخوره
-علی نزدیک اشپزخونه دمت گرم بلند شو اب بیار!!!!
علی-گم شو بابا حال داری!من اگه حال داشتم میرفتم قاشق چنگال اضافه میاوردم با دست غذا نخورم!!!!
من به دختر عمهمم-
پریسا جون نازی بلند شو اب بیاااااارررر
پریساااا-خیلی خجسته ایااا!من غذام نمک نداره نمک اون ور میز حال ندارم دست دراز کنم برش دارم اونوقت اووووووووووووو این همه راه بلند شم برم اب بیارم؟؟؟؟؟
اخر سر خودم بلند شدم رفتم اب اوردم اونی که پسر عمعمم که داشت ماست میخورد به طور خیلی وحشیانه ای اب از دستم کشید گفت:-
- دمت گرم خیلی تشنه ام بود داشتم طلف میشدم از بس ماست خوردم!!!!
من دیگه حرفی ندارممممممممممم!!!!!!!!!!!

Thumb up 23 Thumb down 3

nastaran می‌گه:

اعتراف میکنم که دوران مدرسه مدادی نبود که از دست دندونای من در امان باشه ……….

Thumb up 15 Thumb down 4

مهلا80 می‌گه:

اره خدایی خوف اومدی اعتراف میکنم ی پاکن داشتم مشکی بودودرازبعدمدادم اندازه ی پاکنم شده بودمنم آدمیم ک وقتی معلم داره توضیح میده بایدمدادم وبجویم تازه انقدرحواسم میره ب توضیحش ک بمبم بندازن نمیفهمم واااااااااای گلاب بروتون وسطای توضیح دادن معلم بودکه بجای مدادم پاکنم رابرداشتم شروع کردم ب جویدن وقورت دادن.دیگه هیچیش رایادم نمیادک توبیمارستان بودم رویادم میاد…………..

Thumb up 3 Thumb down 7

Elena می‌گه:

اعتراف میکنم که خیلی بدبختم
امروز مامانم رفته بود مهمونی دوستاش بهش گفتن چاق شدی اونم شب امد خونه گفت از امشب شام درست نمیکنم آخه یکی نیست بگه مادر من تو چاق شدی گناه من چیه آخه؟؟؟؟؟؟؟

Thumb up 18 Thumb down 3

Elena می‌گه:

اعتراف میکنم دیروز دوستم کنارم دراز کشیده بود داشتیم حرف میزدیم یه پشه هم اون سمتا دور میزد خیلی رفته بود رو عصابم خیلی سعی کردم بکشمش ولی نمیشد پشه رفت رو صورت دوستم نشست منم زدم زیر گوشش اون بدبخت که داشت خوابش میبرد از خواب پرید ولی خدایی پشه رو خوب کشتم دلم خنک شد خیلی سیریش بود

Thumb up 19 Thumb down 4

باشگاه پرواز....فاطمه13 می‌گه:

یه سوال جهان تومدینه تواون دنیاکاروزندگی نداره جهان اینجا/جهان اونجا/جهان همه جا/جهان توذهن بهمن/ توذهن مدینه/توذهن روحی….والا………

Thumb up 12 Thumb down 3

Bihter می‌گه:

اعتراف میکنم یبارریکازرداروبجاعسل اشتباهی خودم!!!!!!!!!
امتحانش ضررنداره شمام امتحان کنید.خوشمزس!!!!!!!!!!!!!

Thumb up 13 Thumb down 6

مینا می‌گه:

اعتراف میکنم همه ی دخترا هم اعتراف کردن ک اعتراف میکنیم علی حسینی بین دخترا بیشترین لایک و هوادار رو داره حالا هی کلیپس و چکمه و رانندگی دخترا رو مسخره کن خخخخخخ :)

Thumb up 18 Thumb down 21

باشگاه پرواز....فاطمه13 می‌گه:

اصنم اینطوری نیس نظرخودتوجمع نبند اصنم لایک نداره توعکس دیدی خیالبافی کردی من توعکس دیدم میگم زشته از اقای حسینی معذرت میخواماولی خوب زشتین دیگه قبول کنین…..

Thumb up 23 Thumb down 6

مریم17 می‌گه:

سلام…
فاطمه۱۳عزیزنظرهرکی واسه
خودش قابل احترامه ونظرشمام واسه خودتون
این نظرتونم بزاتوکوزه ابشوبخوعزیزم اگه
دوس نداری بااحترام میگم لطفاتشریف نیارید…

Thumb up 6 Thumb down 12

مهلا می‌گه:

اره خدایییی من واقعا ازش خوشم میاد

Thumb up 12 Thumb down 12

باشگاه پرواز....فاطمه13 می‌گه:

انقدبدم میاد از بعضی دهه هشتادایی که هرکی رو میبینن سریع عاشقشون میشن دلم میخواد خفشون کنم درسته خودمم دهه هشتادیما ولی باور کنین اینطوری نیستم

Thumb up 3 Thumb down 0

ندا می‌گه:

وای اینم یکی دیه اعتراف میکنم که یبار تو راه مدرسه عمومو دیدم که ماشینش پنجر شده بود چن نفرم داشتن بش کمک میکردن منه الاخ خخخخخخخ تند تند اومدم خونه به زن عموم گفتم عموم تصادف کرده همه دورش جمع شدن زن عموم طفلک در جا غش کرد عاغا کله محلرو ریختم بهم بعضی چیزارو بگم شما هم غش میکنین خخخخخ

Thumb up 22 Thumb down 4

ندا می‌گه:

خخخخخخخخخ یه اعترافه دیه اینکه پدرم هیش وقت نمیذاش منو داداشم بریم بیرون یا خونه همسایه یا تو کوچه سختگیر بود یه بار رفتم داداشمو لو بدم به پدرم گفتم آقاجون امروز بعد از ظهر که شما خواب بودین من داشتم میرفتم خونه زهرا اینا (دختر همسایه) داداش علی جلویه نونوایی داش با دوستاش بازی میکرد عاغا خودمم لو دادم بعدش کلی دعوا و ………….

Thumb up 24 Thumb down 2

ندا می‌گه:

عاغا اعتراف میکنم باهام دعوا نکنیدا پدر بزرگم که خدا بیامرزدش چشاش ضعیف بود بدونه عینکم هیچ چی نمیدید یه بار خدا الهی منو مرگ بده کنترله تی ویو دادم دستش گفتم خاله فاطی از تهران زنگ زده اونم گرف شروع کرد صحبت کردن منم رفتم تو اون یکی اتاق صدایه خالمو در اوردم در همین حال بودم که مامانم رسید بعدش کلی گرییدم نگین چرا اینکارو کردی بچگی بود دیه باور کنین

Thumb up 20 Thumb down 6

maso0o0o0o0m می‌گه:

عاقا اعتراف میکنم بچه که بودم…
میرفتم گوشی آبجیم رو برمیداشتم راحت رمزشو میزدم بعدشم میرفتم تو کلیپاش…میزدم کلیپ مورد علاقم…
کلیپ بچه ژاپنی بود…یه چیز بد مزه بهش میدادن حالش بهم میخورد منم اداشو در میاوردم…!

Thumb up 10 Thumb down 5

الا می‌گه:

اعتراف میکنم تا سوم راهنمایی فکر میکردم باید پول بدم تا بتونم ایمیل بسازم .خخخ
عاغا امکانات نبود بوخودا خخخ

Thumb up 14 Thumb down 6

یاسمین می‌گه:

اعتراف میکنم که تو بچگیم فقط صفحه سمت چپ دفتر مشقمو دوس داشتم به خاطر اینکه برگه های سمت راست پشتشون نوشته بود ولی سمت چپی ها نو بودن!!!!

Thumb up 40 Thumb down 4

پرنیان می‌گه:

یادمه یه بار پدر بزرگمو مسخره کردم همه خندیدن خودم از کار پشیمون شدم .دستش از دنیا کوتاه است سالهاست به خاطر این کار احمقانه ام عذاب وجدان دارم ..تمسخر دیگران کار خوبی نیست .دیگه اینکارو نکن دوست عزیز .

Thumb up 18 Thumb down 18

nیاN می‌گه:

اعتراف میکنم:
دیشب خواب دیدم ۱۰۰ میلیون تو بانک برنده شدم…
خدا وکیلی تاهمین ساعت ۱۰۰۰بار حسابمو چک کردم…

Thumb up 18 Thumb down 3

ندا می‌گه:

خوش به سعادتت خوابه پول میبینی من هر شب تو خوابام در حاله جنگم یبار فرمانده یه ارتش بودم خخخخخخ دیه دارم شک میکنم من باعث بمبارون هیروشیما شاید بودم عاغا فقط کشت و کشتار نمیدونما با احساساته لطیفه من این خوابا از کجا میاد به نظرت امیدی بهم هست ؟؟؟؟؟خخخخخخ

Thumb up 18 Thumb down 2

نگین می‌گه:

خخخخخ چ حسن تصادفی البته من تو خوابام با غول و اژدها و اینجورر چیزا میجنگم خخخخ

Thumb up 7 Thumb down 3

من می‌گه:

به خاطر امتیاز منفی زیاد مخفی شده! . برای مشاهده کلیک کنید.

Thumb up 10 Thumb down 52

نسرین می‌گه:

ازتون عذر میخواهم که اینقدر رک حرفمو میزنم اما نباید مادر بزرگتون رو مسخره کنین همینکه بیاین و غلطهای تلفظیشو بگین باعث میشه چند نفر مادربزرگتون رو مسخره کنند و این یک بی احترامی بزرگ به مادر بزرگتون میشه منو ببخش اگه طوری حرف زدم که باعث بی احترامی به شما شده باشه درسته که ما اینجا میایم و اعترافاتمون رو مینویسم اما نباید که بزرگترا رو زیر سوال ببریم .با عرض معذرت……….

Thumb up 49 Thumb down 2

sahar... می‌گه:

دقیقا!منم همین الان قبل از این که کامنت شما رو بخونم برا مهمونامون تعریف کردم ولی بعدش خیلی عذاب وجدان گرفتم!اینو به یه حرف عاقلانه بگیرید نه نصیحت:لطفا کاری نکنید که هم ما گناه کنیم هم شما…

Thumb up 2 Thumb down 0

ایرونی می‌گه:

خدا میدونه مادر بزرگت چقد زحمتتونو کشیده. یادت باشه وقتی خودت بچه بودی خیلی بیشتر از این موارد کلمه های غلط میگفتی.

Thumb up 33 Thumb down 2

« دیدگاه های کهنه تر
ارسال نظر (نظرات ارسال شده: ۴,۶۰۲ دیدگاه)

تبلیغات

...


سامانه شارژ آنلاین

صفحات ویژه






پیامک پرطرفدار

پر طرفدارترین اس ام اس های سـه علی سـه


اس ام اس های سنگین و فاز بالا


بخش  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  11  


اس ام اس های کوبنده تیکه دار


بخش  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  11  12  


محبوب ترین مطالب
مطالب تازه
محصولات ویــژه

...

...



فروش ویژه ادکلن

فروش ساعت دیواری